آیت الله طالقانی(ره)فیدل کاسترو
یاالجمیل.پدرم می گفت:درهمان روزهای نخست انقلاب57یکی ازسران کوباو
یاران فیدل کاسترو به دیدارآیت الله طالقانی(ره)رفته بودوگزارش این گفتگو
درباره اسلام ومارکسیسم رابرای فیدل می فرستد.
فیدل درپاسخ ذیل آن جواب داد:
اگراسلام این چیزی است که سیدمحمودمی گویدمن کاستروفدای این اسلام
(درس ادیب اگر بود زمزمهٔ محبتی.جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را:نظیری)





طبقه بندی: مراجع تقلیدشیعه، روحانیت شیعه، ایران زمین، شیخ سعیدحریری اصل، انسان،
برچسب ها: آیت الله سیدمحمدطالقانی، فیدل کاسترو، پهلوان محمدعلی حریری اصل، انقلاب57، اسلام ومارکسیسم، کوبا، کاستروطالقانی،

تاریخ : جمعه 23 آذر 1397 | 05:02 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالکامل.دوستی وارتباط پدرمرحوم بنده باخاندان آیت الله العظمی سیدشهاب الدین مرعشی نجفی
(ره)به نسبت فامیلی ایشان باشادروان مهندس مهدی بازرگان مربوط می شودوطبعاارتباط پدرم بااو
منجربه آشنایی وی بابرادرفقیداین مرجع عظیم الشان تقلیدشدکه درمحله راسته کوچه تبریزسکونت
داشت وازهمین روآقاسیدمهدی(ره)ودوستانش سمت استادحوزوی این حقیررابرعهده گرفتند.
بابانقل می کرد:برادرآقای مرعشی خادمی داشت که مرامی شناخت.اومی گفت:سیدشهاب الدین(ره)
درفصل تابستان که هوای قم المقدسه گرم بودبه نزدبرادرخوددرتبریزمی آمدومردم بسیاری جهت
رسیدگی به امورشرعی به ملاقات آن بزرگ مردنائل می شدند.روزی میوه فروشی به آقاگفت:من 40
سال درمیدان تره بارازپیازوسیب زمینی گرفته تاسیب وهلوبارزده وبرروی گاری وبعدهاپشت وانت
فروخته ام.اماراستش درمواردی قیمت رابالاکشیدم!؟حتی کم فروشی کردم و...
حالاکه قصدسفرحج دارم خدمت شمارسیده ام تاهرمبلغی راکه می فرمایدازباب سهم امام وردمظالم
و...بپردازم تامناسک وزیارتم درست باشد.آقای مرعشی فرموده بودند:(نقل به مزمون)اینجوری شد!؟
بایدازتک تک آن بندگان خدا که درحقشان ظلم کردی وتاحدی می شناسی رفته ویک به یک حلالیت
بگیری وبرای بقیه که گمنام هستندبه نیابت خیرات بدهی...
مردمیوه فروش به کنایه گفته بود:آخرمی دانیدچنین کاری چقدروقت می خواهد!؟لابدتاآن موقع کاروان
حاجیان ازمکه به ایران برگشته است.قبل شماپیش فلان آخوندرفتم اوگفت:اگرمبلغی راکه پیشنهاد
می دهم بپردازی کفایت می کند.
آن بزرگواردرآخرافزوده بودند:شمرهم ملابود!؟اماامام حسین(ع)راکشت.بعضی ازاین آخوندهاصافکاری
ونقاشی خوب بلدهستند.لیکن مراببخشیدکه اینکاره نیستم...
(شایان ذکراست:آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)شخصا هرگزدرطول عمرشریف خودبه حج مشرف
نشدند)رحمت الله علیه




طبقه بندی: قم المقدسه، مراجع تقلیدشیعه، روحانیت شیعه، ایران زمین، تبریز، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: آیت الله العظمی سیدشهاب الدین مرعشی نجفی(ره)، پهلوان محمدعلی حریری اصل، مهندس مهدی بازرگان، آیت الله سیدمهدی مرعشی نجفی(ره)، راسته کوچه تبریز، ردمظالم، علماء تبریز،

تاریخ : جمعه 23 آذر 1397 | 03:34 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
مرحوم پهلوان محمدعلی حریری اصل
(تصویرفوق مرحوم پهلوان محمدعلی حریری اصل درسال های آخرحیات وبه بازارشهرتبریز)
یاالباقی.روی گاری دستی لیموترش می فروختند!؟که ازحرکت ولغزش چرخ های سفتش
یکی قل خوردوتاکنارپایم آمد.رندانه وبه بهانه بستن بندکفش وسط مشت مخفی اش کردم!؟
پدرم اماگلیم سنگین راکه برای فروش روی دوش انداخته بودازسرخستگی جابجامی کردوپیاده
یک کیلومتری ازآنجادورشدیم که موقع بویدن لیمورادردستم دیدوبرافروخت که چرابی اجازه
آن رابرداشتم!؟هیچی باز برگشتیم ودرراه یادم داد:من سرفروشنده راگرم می کنم توبیندازش
روی بقیه بارگاری.همینطورهم شداماباعقل بچگیم فکرمی کردم:آخراین همه حساسیت لازم بود!؟
که یک نفرازدریچه کوچک درب بزرگ تیمچه سردرآوردوگفت:آن گلیم چند!؟به سمت خریدارکه
رفتیم ومعامله جوش گرفت اوپول مارادادولی گفت: چندلحظه صبرکنید!؟رفت وباجعبه کفشی
کهنه ودست دوم برگشت وگفت:این هم مال پسرت.خیلی خجالت کشیم وتمام صورتم سرخ
شدباخودگفتم:این یارو ماراگدافرض کرده کفش کهنه می بخشد...مردازرخ سرخم حرف دل را
خواندپس خندیدوگفت:پسرجان زودقضاوت نکن داخل این جعبه یک کبوترنرطوقی است که
ازدریچه دودکش مغازه من دیشب وبخاطرسرما داخل شده وراه برگشت نیافته است اگرپرو
بال دودخورده اش راتمیزکنی به اندازه چندین کیلولیموترش ارزش دارد...
دوباره که برمی گشتیم مرحوم پدر نگاهی ازسرمعنا به من انداخت انگارمی خواست بگوید:
لذت معامله باخدا رادرک کردی!؟..
(آری همه افتخارم این است:پسریک دستفروش ساده هستم که ریالی حرام به گلویم نریخت)
الهم العجل لولیک الفرج




طبقه بندی: ایران زمین، تبریز، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: پهلوان محمدعلی حریری اصل، شیخ سعیدحریری اصل، بازارتبریز، پیرمرددستفروش، معامله باخدا، لیموترش، پدروپسر،

تاریخ : جمعه 23 آذر 1397 | 02:34 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
فرهادمهراد-گنجیشکک اشی مشی
یاالصابر.انقلاب57 ودوسال ابتدایی آن نقطه اوج فعالیت های مبارزاتی پدرم بود.بارها دستگیری
وکتک کاری باآجان ها وعوامل ساواک...طورکه والده  بنده نقل می فرماید:وقتی صبحهاازدرخانه
بیرون می رفت دیگرامیدی به بازگشت اونداشتیم.محله شهناز(شریعتی)تبریزومسجدصاحب الزمان
(عج)کانون مبازات انقلابی آنهابوده است.مرحوم برادرصمدبهرنگی واستادمجیدایروانی که مدتهادر
زندان کمیته مشترک تهران  بازداشت بود.روزی درکتابفروشی قدیمی شمس برای بنده نقل کردند
که چندنفرازرفقای مسلح ماراماموران شهربانی درآخرکوچه بمب بست گیرانداخته بودندوسرش را
دراختیارداشتندولی ازترس صدای قدم های آقاممدعلی که ازسمت دیگرخیابان وبادست خالی
سوی آنهامی آمده  پابه فرارمی گذارند...
امابعدازفوت مرموز آیت الله طالقانی(ره)وحمله تند وعلنی شهیدمحمدمنتظری (ممدرینگو)به
آقای مهندس بازرگان ودولت موقت قاعله خلق مسلمان و...توگویی عمرانقلابی گری پدرماهم
پایان یافت!؟
بعدهابرایم نقل کرد:اواخرسال 60ش بدین نتیجه رسیدم آنچه تااینجارشته ام داردپنبه می شود!؟
من ازآن اولش هم سیاسی نبودم!؟اصل دعوای مابرسراین بودکه محمدرضا پهلوی شورش رادر
آورد!؟شایداگرکس دیگری حتی پسراودرراس قدرت بودسمت سیاست کشیده نمی شدم.ازیک
سوآقاتختی راازبین بردوازطرف دیگرباوجودکمک امریکایی ها درمقابل مصدق کبیروقیام وی از
شاه وقتی نفت خام درقیمت بالاکشیدحتی می خواست به ارباب خودش زرنگی کندوداشت
شکل یک چهره ملی مثل کوروش یاکاوه آهنگررادرمی آورددرحالی که عین طبل توخالی بودواز
خواهرش اشرف وفرقه بهایی می ترسید....لذا رسالت یافتم درکمک به پایان این قاعله همراهی
کنم اماحالاواقعادرمانده ام!؟من یک مردعامی انقدرسوادندارم واصلابه چشم خودم ندیده ام در
پشت صحنه این سیاسیون که حالا برسرقدرت گلاویزشده اندچه می گذرد...!؟
شایدیک حرکت احساسی واشتباه سبب شودمنی که چون مرحوم طیب  عمری ازامام حسین(ع)
دم زده ام همکاریزیدی مانندمحمدرضابشوم...پس تاهمین جابس است.دوست ندارم فردای تاریخ
حرف وحدیثی پشت سرم باشدوگروهی ازاین انقلابی هابخاطرمخالفت باآنهافحش نثارم کنند.
لایکلف الله نفسافوق طاقتها...
شرکت درنبردآزادسازی خرمشهربلاشک آخرین فعالیت اجتماعی برجسته ای بودکه ازوی شاهدبودیم!؟
اوغالبا ازملاقات خودبا دکترمصطفی چمران هم حرف می زدکه زیرباران آتش وگلوله ساعتی برای ما
رزمنده هاصحبت کرد ودرآن هوای فوق العاده گرم جنوب ذیل چفیه های خیس خورده ای که به سر-
کشیده بودیم بعنوان تنهاپذیرایی وتنقلات شربت آبلیمومی خوردیم!؟...الفاتحه




طبقه بندی: ایران زمین، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: مهندس مهدی بازرگان، پهلوان محمدعلی حریری اصل، شهیدمحمدمنتظری، خلق مسلمان، سرگذشت یک انقلابی، مصطفی چمران، شیخ سعیدحریری اصل،

تاریخ : پنجشنبه 22 آذر 1397 | 11:11 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات

(تصویرفوق سمت راست نخست وزیردولت موقت انقلاب مرحوم آقای مهدی بازرگان وسمت چپ
ابوی اینجانب شادروان پهلوان محمدعلی حریری اصل)
یاالناصر.بازاری های متدین تهران که اهالی تبریزهم بین ایشان فراوان بودنددرجریان کودتابرضد
دولت ملی دکترمحمدمصدق(ره)که بانوعی انسدادسیاسی درجامعه همراه بودبیشتردرجنبه های
فرهنگی مخصوصا کمک به ایتام و...تلاش داشتند.
همین امرسبب ارتباط وآشنایی آنهابامرحوم دکترمحمدقریب بعنوان متخصص پزشکی اطفال و
آقای مهندس مهدی بازرگان(ره) که یک فعال سیاسی اجتماعی ارزنده وداری دوجنبه همزمان ملی
ومذهبی بودمی شود.پدرم  وقتی متوجه شدزادگاه اودرآذربایجان بسیارنزدیک به محل تولدپدر
جناب بازرگان(عبدالعلی)است وچندنسل پیش آنهابه یک خانواده منتهی می شدارادت خاصی به
وی یافت.لذا وقتی طیب حاج رضایی ازوی می خواهدکه دراقدام علیه دولت مصدق همراهی
نمایدباباازاینکارسرباززده به اومی گوید:توروزی پشیمان خواهی شد!؟همین اتفاق هم پس ازچند
سال پیش آمدوطیب خدابیامرززمانی که بعدازبازگشت شاه دستگیرونهایتااعدام شدتازه فهمیدکه
چه خطایی کرده است...(ترحم برپلنگ تیزدندان ستم کاری بودبرگوسفندان)
جوامنیتی تهران دراواخردهه40 باقوت گرفتن ساواک وتشکیل گروه های چیگرایی چون جریان
شریعتی مجاهدین وفدائیان خلق و...پدرراکه درحال وهوای پهلوانی سنتی وخواهان فضای آرام
جهت مطالعه وتدبربیشتردرکلام اهل بیت (علیهم السلام)بودبرای همیشه ازتهران به آذربایجان
بازگرداند...ارتباط اوبامرحوم آیت الله خسروشاهی(ره)ودیگرعلماء تبریزموجب وصلتش بادختر
مرحوم آیت الله شیخ میرزاعلی عیوضی گشت.
نقل می کرد:چون درکودکی هرگزنتوانسته بودیم بخاطروضعیت بدمالی مراسم مناسبی جهت
یادبودوالدخودبگیرم ازحاج آقای ناصرزاده خطیب مشهورتبریزی خواستم که سخنرانی درآن را
به عهده بگیردوبه عنوان مداح تااردبیل رفته وازطریق بستگانم درآن شهربا مرحوم حاج سلیم-
موذن زاده آشناشدم.قرارمااین بودکه هفته آینده پنجشنبه ساعت10صبح جناب سلیم درمحله
دوچی(شتربان)ومقابل مسجدکنارامام زاده ابراهیم(ع)باشد.سحر آن روزبرف چنان شدیدی
می باریدکه خیال کردم سلیم اگربخواهدهم دیگراازاردبیل به اینجانمی رسد.اماباتعجب در
حالی که عبای ضخیمی رابه روی کلاه خدانداخته بودتاازبرف انبوه درامان باشددرست به
وقت مقرردرچهارچوب درخانه خداظاهرشدوبعدازظهر که به خاطربسته بودن راههاواسرارمن
اورابه منزل یکی ازدوستان بازاری بریم درراه متوجه شدم برای اینکه به وعده خودعمل
نموده باشدازشب سه شنبه که شاهدتراکم ابرها وآغازبارش دراردبیل بوده راهی شهرستان
اهرشده وچهارشنبه راهم درمسافرخانه مانده است تابه وقتش به تبریزرسد.....الفاتحه




طبقه بندی: شعائرحسینی، روحانیت شیعه، آیت الله میرزاعلی عیوضی گنجی(ره)، تبریز، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: پهلوان محمدعلی حریری اصل، مهندس مهدی بازرگان، حاج سلیم موذن زاده اردبیلی، آیت الله خسروشاهی، آیت الله حسن ناصرزاده، شیخ سعیدحریری اصل، دکترمحمدقریب،

تاریخ : پنجشنبه 22 آذر 1397 | 09:43 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
(تصویرفوق محمدعلی کلی موقع وروردبه حرم حضرت ارباب حسین بن علی(ع))
یاالصانع.علاقه پدرم به مرحوم محمدعلی کلی حدنداشت!؟دراواخردهه 40ش بارفقای
خودجمع شده ونامه ای درتقدیرازوی می نویسند.این مکتوب سفارشی وقتی بدست
کلی می رسداودرپاسخ تلگرافی خطاب به مشدی های بازارتهران صادرکرده به کلمه
زیبا وعمیقی ختم می کند:یاعلی مدد
دراین سالهای آخرروزی فیلم کلی درکنارآقای بیل کلینتون رئیس جمهورپیشین ایالات
متحده امریکارابه ایشان نشان دادم. آه عمیقی کشیدوزیرلب گفت:رفیق توهم مثل
من رعشه به تنت افتاده !؟به کی بگی باورش میشه که اوروزگاری برای صبحانه یک
شانه تمام تخم مرغ عسلی می خورد!؟والبته این فقط یک قسمش بود...الفاتحه




طبقه بندی: ایران زمین، شیخ سعیدحریری اصل، وادی رحمت(قبرستان)، انسان،
برچسب ها: شیخ سعیدحریری اصل، محمدعلی کلی، کشتی گیر، مرحوم محمدعلی حریری اصل، باستانی کار، غلامرضاتختی، محمدعلی فردین،

تاریخ : پنجشنبه 22 آذر 1397 | 11:18 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
(تصویرفوق متن والداینجانب مرحوم پهلوان محمدعلی حریری اصل دراوایل دهه 40ش.سمت راست
زورخانه ای به حوالی محله مجیدیه  وسمت چپ بازارتهران)
یاهو.بابامی گفت:هیچوقت باشادوران تختی مستقیم ارتباط نداشتم.فقط درحدهمین که به محل
تمرین مامی آمدیاچندباردرخیابان وبازاردیدمش وماجرای زلزله بوین زهراء...
اماچندسال بعدفوت مشکوک او که هنوزانقلاب هم نشده بودشخصی ازرفیقان آن دوره راسمت
گمرک دیدم.وی اول ازحرف زدن درباره تختی می ترسید!؟راستش طرف عضوساواک شده بود...
فقط روی آن روحیه لوطی گری وترس ازشربازی من لب به سخن گشودکه:درخارج ایران باشخصی
تمرین کشتی داشتم یاروروی ساق هایش راباورقه آهنی پوشانده وزیرپیراهن پشمی پنهان کرده
بود.اماباورکن بعدکه فهمیدم یادم آمددستهای عریان تختی موقع تمرین ازاین فولاد محکمتربودند.
این ساواکی به باباگفته بود:قتل تختی به دستورخواهرشاه صورت گرفته است وضعف شخصیت
فردی محمدرضاسبب ترک تازی اشرف وجماعت بهایی دربسیاری مواردشده.این وضعیت باعث
گردید حتی بسیاری ازمردمی که مذهبی سنتی هستندوافکارانقلابی مرحوم آیت الله خمینی را
قبول ندارندبرضدوی موضع گیری کنندمثلاآقای شیخ محمودحلبی(ره)و...
پدرخودش هم تعریف می کرد:زمانی که درارتش سربازوظیفه شدم مصادف باایام کودتابرضد
دولت ملی دکترمحمدمصدق(ره)بوده است.فرمانده پادگان مستقردرمرند رامجبورمی کردندتا
مراسم شامگاه رابه اسم شاه اجراکند.امااوکه افسروطن پرستی بودکلاهش راباعصبانیت به زمین
زده می گوید:وای به حال مملکتی که صبحگاه رابه اسم مصدق کبیربزنندوشامگاه رابه نام این
مردک مفلوک...بابامی گفت:اصلامن شاه راچندین بارازنزدیک دیدم به نظرم موادمخدرمصرف
می کردوبابزک وچهره پردازی قیافه موزونی به اومی دادند...
یکباربه ایشان گفتم :بابک پسرجهان پهلوان نویسنده شده وازایران به امریکامهاجرت کرده است
نگاه معنی داری به من انداخت وگفت:شمابچه هاهیچکدام به مانرفتید!؟توهم که آخوندشدی.
....الفاتحه




طبقه بندی: ایران زمین، شیخ سعیدحریری اصل، وادی رحمت(قبرستان)،
برچسب ها: مرحوم محمدعلی حریری اصل، غلامرضاتختی، محمدعلی فردین، پهلوان محمدعلی حریری اصل، عباس شیرخدا، کشتی، جهان پهلوان،

تاریخ : پنجشنبه 22 آذر 1397 | 03:03 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالمنیر.خدارفتگان شماربیاموزد.پدرمرحوم بنده بخاطراینکه والدخودراقبل تولدازدست داده
بودهمیشه زندگی ازنظرمالی دچارمشکل می گشت وتاآخرعمر85ساله اش ازسرغیرت خاص
خوددست ازشغل دستفروشی فرش برنداشت.گاهی که اوراازاین کارظاهرانامطلوب بازمی-
داشتم به شوخی می گفت:تناب من ازروزاول کوتاه بود!؟چندین مغازه بزرگ درتهران وتبریز
خریده وسالهاصاحب تجارت خانه بودم اماهمه چیزبربادرفته دوباره مثل اوشین وهانیکو
(سریال معروف ژاپنی دردهه60ش)به اینجابرگشتم.انگاربایدتاجان دارم پی روزی خودبدوم.
درجوانی یک ریال پول درجیب نداشتم که راهی تبریزشدم.یادم هست درزمستان های سرد
من به حسب هیکل درشت وورزشکاریم بایک پیراهن پلاستیکی آستین کوتاه به کوچه و
بازارمی آمده وسردم نمی شد.همین جسه ورزشکاری راهم رابه زورخانه بازارتبریزبازکردوجزء
نفرات قوی آن شناخته شدم وحتی چندباربه دعوت پهلوانان تهران به آنجارفتیم ومقیم
شدم عاقبتی که برای مرحوم غلامرضا تختی پیش آمدموجب زدگی شدیدمن ازدستگاه
پهلوی شد.چون یکی ازکارکنان هتلی که تختی رادرآنجاسربه نیست کردندبرایم نقل کرد:
آن شب چندین اتاقش توسط عناصرمشکوک واحتمالاوابسته به ساواک کرایه شده بودند
که این خودعلامت قوی برکشته شدن وی است...راننده تاکسی خطی هم می گفت:چند
روزقبل مرگ جهان پهلوان اورادیده که باشنیدن اذان ظهرقصدنمازداشته!؟برعکس تبلیغات
رژیم وقت که خودکشی رابه غلامرضا نسبت می دادممکن نبودفردی چنین باایمان دست
به چنان گناه کبیره بزندولوباوجودمشکلات زیادخانوادگی و....القصه دوباراشک پیرمردرادر
آوردم!؟اولین دفعه زمانی که فیلم مستندی درباره شاهرخ ضرغام ساخته شده بودووقتی
دیدگفت:قبل انقلاب درتهران به تماشای کشتی وی رفته وبعدش به دوره جنگ ایران و
عراق آن مرحوم رادرمنطقه ای نزدیک اهوازبه  قامت یک رزمنده دیده است دومین بارش
روزی بودکه عکس نوه محمدعلی فریدن رادید!؟چون می دانیدفرش فروشی هردو وکشتی
گیری یک دوره ای آنهارابه هم نزدیک کرده بود..امابابای ماتعصبات مذهبی خاصی داشت
وبازیگرشدن مرحوم فریدن قبل انقلاب سبب شدپدرم دیگرتاآخرعمرسراغش نرود!؟هرچند
یکبارنقل کرد:شادروان محمدعلی فریدن هم قلباازشاه خوشش نمی آمد ومخالف پهلوی
بود.اوآرزوداشته انقلاب شود.اماانقلابیون هم به فریدن وفانکردند.چنان محبتی به مولاعلی-
(ع)می ورزید که هیچ نیازمندپیش آمده رابایادحضرتش دست خالی رهانمی کردو...
یکی ازدوستان بابا نقل می کرد:مدتهادرمسافرخانه ای به توپخانه اقامت داشت وزمانی
هم که صاحب مغازه شده بود شبهاکف آن می خوابید.اماهیچوقت منزل دوست ورفیق
کشتی گیرجاهل و...نرفت وتاصبح آنجانبود!؟می گفت:آدم بمیره بهترازاینکه بی ابروبشود!؟
وقتی ناموس دیگری راآوردی به خانه ات ناموس توهم ازخانه دیگری سردرمی آورد.الفاتحه




طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، ایران زمین، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: محمدعلی فریدن، غلام رضاتختی، محمدعلی حریری اصل، شیخ سعیدحریری اصل، محمدرضاپهلوی، کشتی گیر، نوه فریدن،

تاریخ : پنجشنبه 22 آذر 1397 | 12:04 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالدلیل.ابوی مرحوم بنده نقل می کرد:پدرمن تاجربود.منتها چون طرفداران لنین باعقائدضد
سرمایه داری خاص خودوتقابل همیشگی بارضاخان بعنوان حاکم آن دوره وهمراه انگلیس
ایران قرارداشتندتجارت بابای ماموقع سفربه آن سوی ارس درحدانگشتروتسبیح تقلیل می-
یافت که درخورجین کوچک همراهش جامی گرفت.اومردزرنگی بودو باچندنفرازیاران میرزا
کوچک خان درخلخال و...ارتباط داشته حتی به ایشان کمک مالی می رساند.تسلتش به زبان
روسی وعقائدبلشویکی سبب شده بودعوامل شوروی راغالبادورزده وآنهادرراه دادوستداونمی-
توانستندسنگ اندازی نمایند.امااوضاع منطقه به شدت آشفته می گشت وایشان خواست
برای آخرین باربه شهرگنجه نزدیک باکورفته ازبستگان همسرش دلجویی کند.اماروزی که زادگاه
خوداوره(روستایی متروکه بین دواستان اردبیل وآذربایجانشرقی)راجهت این سفرترک می کرد
مردم بصورت عجیبی منقلب شده بودند!؟توگویی برای آن ساده دلان پاک سیرت الهام شده
بودکه بازگشتی وی نیست.آن موقع من هنوزبه دنیانیامده بودم وپدرم بودن آنکه شاهدتولد
تنهابچه اش باشدسمت رودخانه ارس گرفت.اماچندنفرراهزن فقیرایرانی که قصدمهاجرت به
شوروی راداشتندوسط باغ پنبه ای کناررودخانه منتظرمانده ووقتی ایشان به سمت گذرگاه
مرزی حرکت می کردبه وی حمله ورشده پس ازغارت اموال واسبش تاغروب صبرمی کنند.
بعددرحالی که بارخودراروی دوش اوسوارکرده بودندبرمرکب وی نشسته ومجبورش نمودند
ازعرض رودخانه ارس بگذرد.ترس ازمرگ همینطورغارت اموال درکنارظلم بی عهداین دوسارق
که حتی پس ازعبوردادن اوازآن آب سردوهولناک چندساعت اسب راتاخته ووی راباپای برهنه
درپی خودکشیده بودندموجب می شودکه درحوالی یکی ازروستای آن سوی آب بیهوش وزخمی
نقش زمین گرددولذا راهزنان بدن نیمه جانش رارها کرده ومی روند.امابه خواست خداوکمک
اهالی آن سامان ازمرگ حتمی نجات یافته وپس ازبهبودی نسبی چون دیگرتذکره یاپولی نداشته
است باپای پیاده وقلبی که بشدت دچارعارضه شده بودسمت شهرگنجه راگرفت وچندروزپس از
رسیدن به آنجا ونزدبستگان مادرم جان می سپارد.
سرنوشتی تقریبا مشابه بامرادمظلوم خودش میرزاکوچک خان جنگلی.شهادتی دراوج اخلاص
وبیردن ازدنیا.ترکمه میرزاکوچک خان...





طبقه بندی: ایران زمین، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: شهرگنجه جمهوری آذربایجان، میرزاکوچک خان جنگلی، رودخانه ارس، سرنوشت یک تاجر، لنین واستالین، شوروی، نهضت جنگل،

تاریخ : چهارشنبه 21 آذر 1397 | 10:48 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالحبیب.تاپای شهردارجدیدتهران جناب آقای فیروزحناچی به آذر97ش بر رکاب دوچرخه
رفت خیال جماعت دلواپس داخلی کشور روی زین آن جهت طایفه مونث متمرکزشد!؟
ولذا خواستارکشیدن ترمزاین قاعله به هرشیوه ممکن شدند...
جای تعجب اینجاست جماعت ارزشی که ازپشت عینک تئوری توطئه به زمین وزمان
می نگرندچگونه شهردار دوچرخه سواررابخاطرداشتن محافظ موتورسوارملامت می کنند
وفعل اوراذیل سایه ریامی برند...!؟
مشکل زین دوچرخه فشارنامطلوب وزیان بخشی که به آلت تناسلی ورحم این جنس
می آورد حقیقت غیرقابل انکاری است که درفرهنگ غربی وسازندگان این وسیله نقلیه
بدان بی توجهی شده است.اماراه حل آن بسیارساده است وباطراحی صندلی بزرگتر
ازموادارتجاعی خاص می توان کاری کردکه زنان نیزبدون هیچ شبهه شرعی ازاین ورزش
دل انگیزوفرح بخش نهایت استفاده رانمایند.به امیدروزی که بجای تجویزقرص پرانول
وکاستن ازاسترس حضرات دلواپس دررسانه های اصلاح طلب شاهدتقدیم ویتامین به
مغزهای فعال واندیشه های پویا توسط این جریان سیاسی متین دورن حاکمیت باشیم
چه این بلاشک تنهاراه برون رفت نظام حاکم ازبحران وکاهش عدم اعتمادجمعی است.
الهم العجل لولیک الفرج




طبقه بندی: ایران زمین،
برچسب ها: دلواپس اصولگرا، فیروزحناچی، شهردارتهران، دوچرخه سواری زن، اصلاح طلبان درون حاکمیت، جمهوری اسلامی ایران، راه چاره،

تاریخ : چهارشنبه 21 آذر 1397 | 01:42 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالطیف.السلام الی زوارقبرک یاحسین
(شعری ازشیخ سعیدحریری اصل به جهت مشایه واربعین سالارشهیدان(ع))
پای من درسفراز رفتن خود بازنماند..........دیدصد زخم و بلادرکنف ناز نماند
باغم خارمغیان به خودش نشدر زد........دم دروازه به ساعات دراعراض نماند
پیچ خوردولی هیچ به آماسب نماند......سنگ بردلیک خم نشدوراست نماند
بین هرمنزل وبرمنهج انفاس نماند........پس به نعلین زدوآتل احساس نماند
کربلادید چواز دوربه اعجاز نماند.............چابک از دولت دل غافل پرواز نماند
یاحبیبی یاحسین نورعینی یاحسین انالاانسی حسین وهودامی الودجین.




طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، شعائرحسینی، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: کربلا، مشایه، پیاده روی اربعین، شیخ سعیدحریری اصل، سعیدحریری اصل، شعراربعین، امام حسین(ع)،

تاریخ : چهارشنبه 21 آذر 1397 | 01:00 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالشاهد.آن غروب سردبعدیک روزتمام نیمکت نشینی درپارک مقابل خانه ات که مهران نام داشت
ومرابی اختیاریادگذرگاه ایام اربعین می انداخت... دوباره وعلارقم نهی صریح توکه اول صبح به من
گفتی :آقای حریری دیگه سراغم نیاوشکایت داشتی ازبعض اطرافیان...جرعت کرده ودست گذاشتم
روی کلیدآیفن خانه ات...
درپارک حوادثی پیرامونم رقم خوردکه اگرهرجای دیگرپیش می آمدآتشی می شدم:ازآن پسرک هیز
که باانگشت نشانم می دادوتفسیرمی کردکه پی هوس بازی نشسته ام...تاآن دختر ترشیده که النگو-
هایش رابه رخ می کشید...
بی آنکه بدانندبرای کسی که همه اهل وعیال خودرادرچندثانیه ازکف داده تنهامرحم دردوباقی غیرفانی
فقط خدااست هم اوکه توپرواداشتی مبادعشق عظیمت درقلبم خدشه ای به  هبل متین وی واردکند...
آن شب وقتی گفتم ازاینجاعزم جمکران دارم این مادرمظلومه ات بودکه التماس دعا برای سلامتی
فرزندداشت وپدررابااشک هایش مجبورکردبه من قول بدهد
هرسال وهراسفندبه زیارتت بیایم هرچندابوی هرگزوفابه عهدنکرد...
نزدیک سحربودکه ذیل آسمان کویری مسجدوبالاترازگنبدفیروزه اش یک دریاستاره به شادباش خوشی
من دروصل به توآمده بودند.
باززیرستونی نیمه کاره که فرازش معوای کبوتری بودخزیده وچشم فروبستم که درعالم رویادیدم ماهر
دوساکن قم المقدسه شده ایم!؟وهریکی طلبه ایم وحالارویاییم به حقیقت پیوسته است منتهابایک
دنیافاصله!؟جسم تو درقم است اما بااین تبصره که زیرخاک گم شده ومن گاهی چندشبی مجاورحرم
بی بی معصومه(س)هستم ولی ستاره بختم که توباشی به خاموشی رفته ...
داداش باقربگذارمسخره ام کنند!؟اصلااین وب هماره بشودعین همان نیمکت پارک مهران دولت آباد
درروزدیدارماوهمه خلق عالم ملای دیوانه وپلنگ صورتی آخوندها....بخوانندم!؟به درک ومن یتوکل
الی الله فریادمی زنم:هنوز مست عشق توام وصورتم ازآن گل انداخته وچنان داغم که نمی فهم مرگ
عینی چه!؟سنگ قبروسالگرددیگرچه صیغه ای است فقط حرفم این است:
هیهات سرازاین خمارمستی بردارم....الهم العجل لولیک الفرج
(تصویرفوق 25آبان1397شمسی شیخ سعیدحریری برمزارسیدمحمدباقرعلوی)




طبقه بندی: مسجدمقدس جمکران، قم المقدسه، مرحوم سیدمحمدباقرعلوی، شیخ سعیدحریری اصل، وادی رحمت(قبرستان)،
برچسب ها: السیدمحمدباقرالعلوی، سیدمحمدباقرعلوی، سعیدحریری اصل سیدمحمدباقرعلوی، مرحوم سیدمحمدباقرعلوی، قبرستان بقیع جمکران قم، سیدصاحب کرامت، آیت الله سیدعادل علوی،

تاریخ : چهارشنبه 21 آذر 1397 | 12:24 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
دررفتن جان ازبدن گویندهرنوعی سخن.من خودبه چشم خویش دیدم که جانم می رود
یاالحبیب.تصویرفوق این متن مراسم اولین سالگردالرادودفقیدمرحوم سیدمحمدباقرعلوی
درآرامستان بقیع قم المقدسه وبه جوارمسجدمقدس جمکران می باشد.(جمعه27مهر97ش)
حاضران ازراست به چپ:1.والدش شیخ سیدفخرالدین علوی2.پدربزرگ مرحوم سیدمحمدباقر
3.آیت الله سیدعادل علوی(دامت برکاته)4.ازبستگان مادری سیدباقر5.سیدطاهربرادربزرگش
6.ناشناس7.شیخ سعیدحریری اصل
خدایا شاهدباش که ماجزبه نیکی ازاین بنده توکه مومن راستین وازنسل صالحان بود
نیدیم!؟
هنی لک الجنه یااخی السیدمحمدباقرالعلوی والهی احشرهومع سیدنا علی اکبر(علیه السلام)




طبقه بندی: قم المقدسه، مراجع تقلیدشیعه، مرحوم سیدمحمدباقرعلوی، شیخ سعیدحریری اصل، وادی رحمت(قبرستان)،
برچسب ها: سیدمحمدباقرعلوی، السیدمحمدباقرالعلوی، آیت الله السیدعادل العلوی، آیت الله سیدعادل علوی، شیخ سعیدحریری اصل، مرحوم سیدمحمدباقرعلوی، السیدفخرالدین العلوی،

تاریخ : چهارشنبه 21 آذر 1397 | 12:11 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
مسیرمشایه کربلا
بسم رب الحسین(ع).شعری ازشیخ سعیدحریری اصل به جهت اربعین ومشایه
ببین که زائرحرم فقط خدا خداکند...........تمام حرف ورازوی جوانه دردعاکند
نمی شودکه گفتن ازمسیرسخت عاشقی.......پرنده اسیر را رها شدن دوا کند
نوای مانده درگلوهمی دگرصداکند............به اشک تربسوزدووجودخودفناکند
سلام برحسین رابه دلبری ادعاکند........چه لعن هریزیدهم بدین سبب بناکند
کشدنفس به شوق اوکه زندگی رواکند.....همین بساط روضه راحریم کبریاکند
دوپای خسته ازسفرتلاتمی به پاکند............چو درمسیراربعین هوای کربلاکند
به دم المظلوم حسین(ع)وتوکلت علیک الی صاحب الدم مولانامهدی(عج):




طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، شعائرحسینی، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: مشایه، کربلا، پیاده روی اربعین، امام حسین(ع)، زیارت، عاشق، صل الله باکین الی الحسین،

تاریخ : چهارشنبه 21 آذر 1397 | 11:43 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالکامل.روایات وارده چه درنزدعامه وچه کتب موردقبول اتباع اهل بیت(علیهم السلام)
خبرازعنایت خاص زمین وزمان به اولیاء راستین الهی دارد.
زمین به درگاه خدا شکایت می بردکه:ابراهیم خلیل(ع)دشداشه بدون شلوارمی پوشد
ومن ازدیدن عورت عریان اوشرم دارم....
درازگوش فرتوت حلمیه پس ازانتقال سرپرستی ودایه شدن اوبررسول(ص)درایام شیر-
خوارگی چون قصدبازگشت به سمت قبیله خودمی کنندچابک وراهوارمی شود...
حتی همین الان درروزهای میانی ماه قمری که قرص ماه تابان می شودحوائج شیعیان
آل محمد(ص)وجمیع احرارجهان اگربرحل مشغله کوشش کنندروای سریع می گردد.
امابااین اوصاف تنهایک زمین درروی خاک وفقط یک روزدرایام سال هست که نیکان
ازسرسوانح ایام وتقدیر مقام دچارآسیب جسمی می گردندوآن نینوااست!؟
لایوم کیومک یااباعبدالله...
ازمعصوم(ص)وارداست که:هرولی خدا داخل کرب وبلاشدیک آسیب جسمی دید!؟
چنانکه زخمی برداشت وچون دراقسام جراحات سرازهمه بارزتراست نسبیب رندان
روزگارمی شود...
خوب پس قهراهیچ یک ازمقدسات آسمانی واولیاء الهی طبق نظربعض بزرگان عامه
جردرایام آخرهفته آن هم نه بااسباب طبیعی ودرشکل مرگ فاجر(حادثه دردناک)رخت
ازعالم فانی نمی بندند....
این نوع مردن هولناک باخبرآنی که سبب تشنج روح وافسارگسیختگی اطرافیان
ومحبان طرف می شود امافقط مخصوص کسانی است که درزمان حیات افترا و
وصله ناجوربه اولیاء راستین خداومردم مومن می بندند.
راستی می دانیدحاج خانم عایشه!؟که 17رمضان ازروزهای نخست هفته درچاه
آهک افتاده وخفه شد!؟یعنی هم اوکه باگم شدن زیورآلات خودهمینطورافتادن
انگشترخلیفه سوم عثمان درچاه به واسطه خویش نزدیکش مروان حکم(لعنت-
الله علیه)لسان صدق خدا به نص سوره مریم یعنی حضرت امام علی(ع)واطرافیان
وی رامتهم به دست کجی می کرد!؟(استغفرالله)
وَیْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ
 



طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، وادی رحمت(قبرستان)، سقیفه بنی ساعده، انسان،
برچسب ها: عایشه، مقدسات اهل سنت!؟، ام المومنین عامه، تهمت، مرگ، علت فوت، امام علی(ع)،

تاریخ : دوشنبه 19 آذر 1397 | 10:15 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
مرحوم سیدمحمدباقرعلوی وشیخ سعیدحریری اصل
(تصویرفوق سمت چپ دیدارشیخ سعیدحریری اصل بامرحوم سیدمحمدباقرعلوی اسفند94ش)
یاالحق.بگذاربه حساب اینکه جانمازآب می کشم!؟یاکوچک طلبه ای هستم که به جای درون ریزی
دردها چون بزرگان هنوزدچارعارضه برون دهی امیال وفکرکردن خام وخارج ازپرگارمصلحت باصدای
بلندهستم...
اماحقیقتا من ازماه صفرمی ترسم وهرگزیادندارم سی روزش گذشته باشدوآه وسوزی مرانسیب نداده
باشد.12صفردوسال پیش اماچنان زخم کاری نواخت که یادآن جمله ثارالله(ع)هنگام شهادت علی-
اکبرش افتادم:خدایاکمرم شکست!؟
جوان مرگ شدسیدی که امام عصر(عج)به معجزه ای غریب درآذر89به مسجدمقدس جمکران اورابر
بنده بازشناساند:خواب بودم که دیدم بادشداشه بس بلندبه حدی که ازپاهاگذشته وپله های منبررا
پوشانده درشبی تابستانی وسط حیاط جمکران به تاریکی که تنهاچراغش نورماه است وانعکاس وی
برسبزی برگ درختان مداحی می کند.مهرش چنان به دلم نشست که توگویی برادرکوچکم بودهم او
که عمری حسرت داشتنش راکشیدم....
ازجاجهیده وباعبورازمیان کوران خاکستروجرقه خودرابه پلکان اول منبررسانده وبه خیال بغل گرفتن
زانوهای اوچوب منبررابه برکشیدم واشکم درآمدکه:توعزیزمنی....
ازخواب پریدم ستاره ای تاجوارگنبدفیروزه به تنگنای شفق واذان صبح دردامن سرخ حمره مشرقیه
جهیدفرودآمدودوباره به صحن آسمان رجعت کرد...
نسیمی خنک ومن که چون پرندگان میل پروازداشتم....
حال وصیتم این است که به حسب امرتبلیغ شریعت مبین ومذهب متین تشیع همینطورسوانح
ایام ومشیت پیش روی هرآنکه هوس کرب وبلاداردانشاء الله اگرسرم برتن سنگینی کردوبازافتاد.
پیکرمراهرطورشده ولوقطعاتی ازآن به حدچندتارموباقی مانده باشد به قبرستان بقیع قم جنب امام-
زاده جمال غریب(ع)برده ذیل پای سیدی محمدباقرعلوی(ره)خاک کنند.
هم اوکه بوی سیب وحلول ماه ربیع الاول می داد....
وبه مادرمان حضرت زهراء(س)قول داده ام هرگز پسرش راتنهانگذارم ولوبه قیمت همه چیزکه کمترین-
اش هستی پست وناقابلم باشدچه:نحن ابناء البتول




طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، امام زادگان(علیهم السلام)، قم المقدسه، مرحوم سیدمحمدباقرعلوی، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: سیدمحمدباقرعلوی، مرحوم سیدمحمدباقرعلوی، سعیدحریری اصل سیدمحمدباقرعلوی، ملاباسم کربلایی، دولت آبادسیدمحمدباقرعلوی، سیدصاحب کرامت، نظرکرده،

تاریخ : دوشنبه 19 آذر 1397 | 09:38 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
اللهم یا من على العرش إستوى
شعری ازشیخ سعیدحریری به برای پیاده روی اربعین حسینی
هروقت دلی غرق تمنا ونیازاست...........باپای پیاده سفرش سخت درازاست
گرجام می ازکنج لب مابستانند................آن لعل شکرقندنگرهان به ترازاست
پیدای ازسمت سحررو به فرازاست.............برسوق دعا وجه نظرگاه نمازاست
دردی کش میخانه مامحرم رازاست................تنهاقمر مجتمع سوزوگدازاست
این قول روابوده وچون رودهرازاست..........دیدارحرم افضل بررکن حجازاست
(رودهرازدرشمال ایران مشهوربه وسعت زیادوپهنای وسیع است)
بأبی أنت و أمّی و نفسی و أهلی و ولدی و مالی یابن الزهراء(س)



طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، شعائرحسینی، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: کربلا، مشایه، پیاده روی اربعین، زیارت، ملاباسم کربلایی، شیخ سعیدحریری اصل، سعیدحریری اصل،

تاریخ : دوشنبه 19 آذر 1397 | 09:24 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالجمیل.گفته اندازدل برودهرآنکه ازدیده برفت!؟بلاشک سعودی باچنین
استدلای گردن شیخ مجاهدنمررابه تیغ سپردوبرادرزاده اورامدتهااست به چهار
میخ زندان کشیده است.امابازمرگ یکباره جای شکردارد!؟وسخترازآن
رنج مدام واضطراب هرلحظه ای است که فردی باحکم اعدام تحمل می کند...
درشکل وطنی به این جورآدمها گفته می شود:زیرهشتجایی که هرفکر
هشتصدوهشتادهزارباردرذهن بخت برگشته چرخ خورده وبه جای اولش بر
می گرددوشک نیست که مردن یکباره بارهابهترازآن است
این معامله ناجوانمردانه مدتهااست درحق علی النمررواداشته می شودوبسیاری
ازصاحبان قدرت ونفوذدرجهان تشیع تنهابه سبب کم شدن اخبارمربوط به وی
مسئولیت ازیادبرده وترجیح داده اندسکوت پیشه کنند...
تاروزی که خدای نکرده خبرقتلش دررسد...
امایک ملت زخم خورده وبه جان آمده راهرگزنمی شودباچرب وشیرین دنیایا
مصلحت چندسلیقه خاص فریب داده وبه سکوت کشید!؟
آن هادرامتدادخون ثار(ع)به جوش وخروش مشغول هستند.چه عام مردم در
قیام ونشست خودهمیشه صادق وصمیمی اند...
هان ای محمدبن سلمان بچرخ تابچرخیم!؟
توبالشگرتابن دندان مسلح به پشوانه برخی قدرت های جهانی
ومابه مددفرزندانی ازقطیف به عنایت صاحب هذا الامر(عج)
یاالصدقایی فی القطیف اسمعی یاشیعه آل محمد(ص)انامعکم وانتم مع الحق
ویاعبادالله لاتخف ان الله مع صابرین.هذاعدوان المسمابه سعودی جداضعیف
ولالهوعقل فی مقابل عقدتنا ومودت بین احرار.فی هذاالیوم اعلان تبری من
الجبت والطاغوت سقیفه(لعنت الله علیهما) والنشر متاعنهم فی جمع ناس لا
یتفکرون به هذا المسائل جدا واجب لناولکم ومن نتایج هذاالمنهج الدقیق و
مکتب الصحیح موت بن سلمان وکل ظالمین هذاالسلطه وظالین وهابی فی
حرمین الشریف جداقریباانشاء الله.




طبقه بندی: شعائرحسینی، مراجع تقلیدشیعه، وادی رحمت(قبرستان)، سقیفه بنی ساعده،
برچسب ها: شهیدآیت الله باقرنمر، آل سعود، وهابیت، شیعیان قطیف، علی النمر، زندانی عقیدتی، سقیفه بنی ساعده،

تاریخ : دوشنبه 19 آذر 1397 | 09:17 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالعادل.دوباریک اتفاق ظاهرساده برای من افتاد.امایک دنیادرس دردل خودداشت!؟وچون بی ارتباط
باکبوتران حرم ائمه(علیهم السلام)نیست به پیوست مطلب جهت فرج عرض می شود:درقم وبه زمستانی
سردکبوتربچه ای راپیداکردم وچون نزدیک حرم فاطمه معصومه(س)بودم باخودگفتم:بهترین کاردرحق
این حیوان بردن ورهاکردنش درآنجااست.اماچون پرنده جوانی بودونمی توانست بیش ازنیم مترپرواز
کندلذا اورابه خدام حرم سپردم .یکی ازآنهاهم پرنده رادرسطل بزرگ وفلزی که داخل آن گندم نزری جهت
همین کفترهابودانداخت وبه من گفت:خوب اینجاغذامی خوردوراحت بزرگ می شود.فرداصبح گذرم باز
ازهمان نقطه بوددیدم کبوتربیچاره دان خورده اما کسی آب برایش نگذاشته وازتشنگی هلاک شده.
درمشهداماروززمستانی تگرگ شدیدی باریدومن موقع شروع آن درمحوطه کنارقبرنادرشاه افشاربودم
که دیدم کبوتربیچاره زیرضربات سخت تکه های یخ وبرف داخل باغچه جان می دهد.هرطوری بودآن
حیوان رانجات دادم اماواقعانیمه جان بوددروضعیتی که اصلانمی شدحتی به کسی هدیه دادیارها-
یش کرد.لذاواجباراباز به حرمش بردم هرچنددرخیال خود می گفتم:لابدسرنوشت آن کبوترقمی در
انتظاراین یکی هم هست...امابایک خادم واقعا خوش ذوق که ازدوستان مرحوم حاج رضای انصاریان
وانسان بامعرفتی بودروبروشدم. اودراتاق انبارماندنی راکه درقسمت خدمات حرم بودبازکردودیدم
تعدادزیادی قفس پرنده درآنجااست!؟باتعجب وبه شوخی گفتم:عمودرچنین مکانی پرنده فروشی راه
انداختی!؟خندیدکه:بسیاری اززوارازراههای دورکبوتری راجهت آزادسازی به اینجامی آورندوبعدقفس
خالی راکنارسطل اشغال رها می کنند.من این قفس هارامی شورم واگردیدم کبوتری حال خوش ندارد
چندروزی داخل آن  با آب مملوازویتامین وچرک خشک کن همینطوردان غنی شده نگاهش داشته
ودست آخر خوب که شدندرهایشان می کنم.
شمارابه خداببینیدتفاوت معرفت دونفرخادم الظاهرباامکانات یکسان ازکجا تابه کجااست...!؟
بلاشک بارزترین فرق حکومت امام زمان(عج)بابقیه رژیم های طول تاریخ بشرکه امام معصوم(ع)یا
فقیه اعلم جامع الشرایط چون علامه بزرگوارمجلسی و...برفعلش ناظرنبوده دراینجااست که صالحین
وصاحبان عقل رابراساس شناخت قوی وعلم خدادای خودبردیگران استیلامی دهدچه:
قدرزرزرگرشناسدقدرگوهرگوهری...الهم العجل لولیک الفرج




طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، حرم فاطمه معصومه(س)، مشهدمقدس، قم المقدسه، ایران زمین، انسان،
برچسب ها: کبوترحرم، انسانیت، معرفت، مرحوم حاج رضاانصاریان، حرم امام رضا(ع)، خادم حرم، امام زمان(عج)،

تاریخ : دوشنبه 19 آذر 1397 | 03:32 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالمنصور.درنوشته های پیشین ذیل عنوان جهت فرج به همین وب صحبت ازاین بودکه دوقطب
مثبت ومنفی انرژی به  مکان مقدس وموردقبول 72فرقه مسلمین یعنی خانه خداکعبه دچارتقابل
هستندواگرپرنده ای برفرازبیت مشاهده شدنشانه چربیدن انرژی مثبت وعلامت ظهورحجت(عج)
می باشد.مرحوم آیت الله حاج ملاآقاجان زنجانی(ره)انقلاب مشروطیت ایران رامبداظهوراصغر
حضرت حجت(عج)می دانستندوغالب حوادث غریب وغیرطبیعی همچون جاری شدن خون ازمقام
راس الحسین(ع)مقابل دوربین فیلم برداری یابروزفرق افراطی ناصبی چون طالبان یاداعش و...در
سال های اخیروبعدانقلاب مشروطه صحت این دعاراثابت می کند.ادیان ابراهیمی دیگرنیزاماکن
مقدس رامحل تقابل عناصرجبهه خیروشرتصورمی کنند.مثلا فیلمی درایام اخیرازرویت یک ماربر
دیوارندبه پخش شدکه نزدکلیمیان علامت فرارسیدن آخرالزمان و...است.اصلاواژه آرماگدون خود
یادآورنبردواپسین واصلی بین دوجبهه خیروشرفرضی می باشد.حال دقت دراین نکته که غالب
تشرفات وودرنهایت ظهوراعظم حضرت صاحب الامر(عج)به اماکن مذهبی است نکته جالب
دیگری رخ می نماید:اوهمچون تشنه ای درلب رودخانه منتظرامر فرج خویش ازجانب خدای
متعال است وسپاه یزیدیان این روزگارهم بنابراخباررسیده حتی باسلاح دوربین دارکنار بیت الله
الحرام رازیرنظردارندتااگرکسی بانگ برآورد:الا یا أهل العالم أنا الصمصام المنتقم...به سمت وی
شلیک شود.حالاهرنمازوعبادت راستین ازجانب شیعیان حضرت مهدی(عج)درکلام ساده به وزنه
انرژی مثبت اطراف کعبه افزوده وفرج ایشان رانزدیک می نماید.کربلا منتظرمااست بیاتابرویم:
حی الی الصلات.حی الی عزاء الحسین(ع)...




طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، مسجدمقدس جمکران، انسان، سقیفه بنی ساعده،
برچسب ها: کعبه، علامت ظهور، حاج ملاآقاجان زنجانی، انرزی مثبت، امام زمان(عج)، عجیب، حقانیت تشیع،

تاریخ : دوشنبه 19 آذر 1397 | 04:26 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
پرویزپرستویی درنقش محمدبن ابوبکر
یاالمنیر.گذردریک روزمعمولی به قبرستان بقیع مدینه البته باعلم به آنچه درپست پیشین به عنوان
جهت قبله وموضع کبوتران نسبت به اماکن مقدس مذهبی عرض شدحقایق شگفتی راآشکارمی-
نماید!؟بخش سنتی قبرستان که مدفن بستگان واصحاب رسول(ص)درزمان حیات شخص ایشان
وقبل انقلاب سقیفه بنی ساعده می باشدکه چهارامام معصوم(ع)ذیل قبرجناب عباس عمومی رسول
خدا(ص)جاگرفته اند.غالبامملوازوجودکبوتران است!؟امااگربه سمت محل دفن عثمان سومین خلیفه
عامه حرکت کنیدبه یکباره باصحنه عجیبی مواجه خواهیدشد وآن فراری بودن این پرندگان ازآنجا
می باشد!؟(درهیچ یک ازتصاویرنشریافته ازسوی خبرگزاری های شناخته شده وغیرفتوشاپ موجود
برروی اینترنت و...خبری ازکبوتربه کنارقبرعثمان نیست) اصلامحل قبرفعلی عثمان دراین روزگار
به قبرستان بقیع متصل شده است ودرزمان صدراسلام وادی اموات یهودیان مغضوب درماجرای
غزوه خیبرحساب می شد.مسلمانان نخستین که بسیاری ازایشان جزء اصحاب پیامبر(ص) و
مقدسات کنونی جماعت عامه حساب می شوندیک مقدس کله گنده ودیگراین فرقه یعنی عثمان
راکشته و جهت تحقیربه گورستان مخصوص یهودیان چال کردند!؟حالاوقاهت وبی شرمی این
جماعت راازاینجادریابیدکه اگرمن نوعی  فقط به شرح حقایق قصه آن روزگاربپردازم باجنجال و
تبلیغ می خواهندذیل عنوان توهین به مقدسات جازنند....درمقابل چه بایدگفت وبه کدام محکمه
عادل وبی طرف شکوه برد:کبوترفهمیدآدم نفهمید!؟وق وقو.وق وقو(صدای کفترنر)موغ موغ(صدای-
کفترماده)....الهم العن النعثل واتباع هو



طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، مابعدالطبیعه، وادی رحمت(قبرستان)، انسان، سقیفه بنی ساعده،
برچسب ها: توهین به مقدسات اهل سنت!؟، قبرعثمان، معجزه دربقیع، کبوترحرم، محمدابابکر:پرویزپرستویی، قبرستان بقیع، حقانیت تشیع،

تاریخ : دوشنبه 19 آذر 1397 | 03:02 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالقدوس.درایران یاهرکشوری امام زاده وکلیسا کنیسه و...بسیارهست.اماجالب اینکه برعکس
تمام آنهادرمساجدعامه ازداخل کشورتاخارج مملکت کبوتران هیچوقت به روی گنبدعبادتگاه
نمی نشینند(مسجدایاصوفیه استامبول وتجمع پرندگان درمیدان کناری آن)امادرموردعبادتگاه
شیعیان مسیحیان و...کاملابرعکس است(گنبدنورانی حرم امام رضا(ع)غالب اوقات مملوازآنها
می شود)و پرندگان برروی سقف آن جولان می دهند.
جالب اینکه کبوتربویژه نوع چای آن به این فعل رقبت وتوجه خاصی نشان می دهد!؟چون
رادارخدادای وموجوددرکله این حیوان زیبا قدرت درک بیشتربارهای مثبت ومنفی انرژی رادارد.
لذا به سمت گنبدحرم ائمه(علیهم السلام)که داری بارمثبت است می شتابدوازمساجدجماعت
بکری که به ولایت غیرایشان ازنظرشرعی قائل هستندوطبعاناشرکننده بارمنفی تمایل نشان
نمی دهد....
حال نکته جالب اینجااست که کعبه معلی وگنبدخضراء حرم شریف نبوی(ص)نیزهیچوقت
محل گذریانشست کبوتران برفرازخودنیست!؟طوری که کارشناسان سعودی هم بدان اقراردارند
(رجوع شودبه فیلم ذیل این متن)ومگرجزاین است که وجودمدفن حضرت خاتم(ص)همینطور
زادگاه مولاعلی(ع)وبنایی که بادستان ابراهیم خلیل وپسرش جدائمه ما اسماعیل(علیهماالسلام)
ساخته شده است بایدسبب انتشاربارمثبت انرژی وجذب بیشمارکفتران حریص بدان می شد!؟
پاسخ دراینجانهفته که همیشه جنبه تبری برتولی برتری دارد.کنارپیکرپیامبر(ص)ابوبکروعمرنیز
جاگرفته اندوبه سمت کعبه جداازشیعیان اهل بدعت هم نمازمی گذارند.پس جنبه بارمنفی بر
مثبت چربیده سبب رمیدن پرندگان ازآن می شود.
دراوصاف روزگارظهورحضرت صاحب الامر(عج)صحبت ازبیرون کشیدن جنازه آن دوغاصب کنار
قبررسول(ص)همینطورشیعه شدن غالب اهل کره زمین شده است.
پس به دیگرسخن درحکومت عدل مهدوی (عج)کعبه ومسجدنبی(ص)ازاشغال جبهه باطل آزاد
می شود.الهم العجل فی فرج صاحب هذالامر




طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، حرم فاطمه معصومه(س)، مشهدمقدس، ایران زمین، مابعدالطبیعه،
برچسب ها: کبوترحرم، کفترامام رضا(ع)، عبادتگاه، مسجدایاصوفیه، تولی وتبری، دلیلی برحقانیت تشیع، فرج امام زمان(عج)،

تاریخ : دوشنبه 19 آذر 1397 | 01:42 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
عوارض قلیان
یاالخالق.قلیان بامکیدن کشیده می شود.یعنی خلع حاصل ازنفس مصرف کننده ذغال فوق آن
رابه قداختن بیشتروتولیددودتنباکوهمینطورهدایت آن به سمت دهان مصرف کننده درعین
خنک شدن دودبه حسب آب ظرف تحتانی آن می شود.درقدیم وبه نسبت تغییرفصول گل
مانندمحمدی و...به داخل این ظرف می انداختندکه اثربوی خوش خودراروی دودتنباکومی-
گذاشت.اماهم اکنون استغفرالله کاربجای رسیده که ازشراب درتنگ قلیان استفاده می شود.
ساختارقلیان تشابه عجیبی بادستگاه گوارش انسان ودفع ادرارومدفوع دارد...
وقتی روی سنگ موال قدیمی چمپاتمه می زنیم فشاری به روده ومثانه مامی آیدکه درحکم
همان کشیدن قلیان است.امازمانی که ایستاده(شیوه عمربن خطاب)یاروی توالت فرنگی رفع
حاجت می کنیدعین کسی می ماندکه قلیان رافوت کرده باشد!؟بااین کارنه تنهاذغال سرآن
ضایع وخاموش می شودوآب دهان طرف درتنگ قلیان جاری بلکه کل تشکیلات این دستگاه
دودزارابایدمجدداتعمیروراه اندازی کرد.انسانی هم که سرپاجیش می کندبایدمنتظررسوب سنگ
درکلیه ومثانه خودهمینطورتنبل شدن روده اش دردفع مدفوع باشد.قرآن کریم فرموده است:
إِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ(آیه120سوره توبه)یعنی خدا واولیاء برحق او(علیهم السلام)عمل
انسان راضایع نکرده وبه چنین افعالی امرنمی کنند.پس وقتی جماعت عامه اقراربه ترویج و
دستورجیش افقی توسط عمربن خطاب دارندبه دیگرسخن ثابت می شوداوولی وخلیفه الهی
راستین نبوده است.الهم العن اول الظالم ظلم حق محمدوآل محمد




طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، قرآن کریم، انسان، سقیفه بنی ساعده،
برچسب ها: عمربن خطاب، بول، ادرارکردن ایستاده، wc، سقیفه بنی ساعده، قلیل، سرویس بهداشتی،

تاریخ : یکشنبه 18 آذر 1397 | 03:35 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالقادر.خواننده دل آگاه راقم این سطوررا خواهدبخشیداما سمت سخن وقتی به سوی کسی می رود
که درتمام عمربه مطالعه وتدبرفراترازسوره بقره نائل نگشته است طبیعی هست جنس کلام درباره وی
هم به شکم وماتحت آن سمت یابد...
بول آدمی یاهمان آب نجسی که ازکلیه ها ومثانه گذشته به کانال عورت بیرون می ریزدمملوازقندو
دیگرموادزائددفع شده توسط بدن است لذا اگرکسی خدایی نکرده بول خویش رابجای سرویس
بهداشتی درکمال بی شخصیتی به معابریاحتی محل مخروبه خالی کندباگذشت زمان نه تنهابوی
این نجاست کم نخواهدشدبلکه برحالت تشنج زاوآزاردهنده حاصل ازاستشمام آن افزوده می گردد.
درقدیم وتمدنهای گذشته بادرک این مطلب به اماکن تجمع بشر مثل شهرهابخصوص مکان تجاری
وزیارت دورویه پیش می گرفتند:یامردم درآب روان بول می کردندتامخلوط آن شده ضمن خروج از
محوطه بوی بدش دامن گیراهالی نشود(نقل شده برادرحاتم طایی معروف جهت شهرت یافتن در
چشمه زمزم بیت الله الحرام وکنارکعبه جیش کرد)که این فعل جداازمشکل زیست محیطی درنزد
ائمه شیعه(علیهم السلام)عامل کاهش حافظه انسان وضمینه سازبیماری های روانی مثل آلزایمرو...
شناخته شده ولذا نهی گردیده است.یااینکه سرویس بهداشتی عمومی که ازآن تحت عنوان آبریزگاه
هم درتاریخ یادشده احداث می شد.مکه مکرمه قبل ظهوراسلام وبه حسب ثروت عمومی حاصل
ازجنبه زیارت وتجارتی همزمان آن برای اعراب بادیه دارای آبریزگاه بودوزمانی که درنتیجه فشار
مشرکان گروندگان اندک به رسول اکرم(ص)که خواهروشوهرخواهرعمربن خطاب نیزجزوآنهابودندبه
خانه ارقم بن ابی ارقم پناهنده گشتند.خواهرعمرجهت رفع حاجت به آبریزگاه مکه مراجعه می کند
که برادرخیرندیده اوبدان داخل شده وحسب گرویدن همشیره به اسلام کله ایشان رامی شکند...
وخودنیزتاآخرعمرمروج بول سرپای بوده است چنانکه پیروان متعصب اوبه سعودی و...درانجامش
اسراردارندوحتی بعض کتب مذهبی عامه این فعل قبیح راتائیید کرده .
اماوجودآبریزگاه درمکه واستفاده مسلمان دیگری چون خواهرعمروشوهرش ازآن خوددلیل بربطلان
این رویه است.ضمن اینکه دخول به آبریزگاه وقتی فرددیگری ازآن استفاده می کندنهایت بی شرمی
است واگرآن فردناموس خودطرف باشدخیلی بدترمی شودضمنانشان می دهدازایام نخست گرویدن
عمربه اسلام عمل کتک زدن زنان واصطلاحاضعیفه ها همینطوروروددرجاهای خصوصی توسط او
بدون اجازه صورت می گرفت وهیچ جای تعجب نداردکه مرادقرآن کریم ازکسانی که فراسوی حریم
شخصی پیامبر(ص)طالب جمع اطلاعات اززندگی ایشان بودندیکی هم عمربوده ودرفاجعه احراق
بیت علی وزهراء(سلام الله علیهما)وی مجددوبرسوء پیشینه قبلی دست به چنین کاری زده باشد.
القصه:ماجرای آبریزگاه مکه ازجهات مختلف سبب آبرویزی بوده وروشدن دست ثانی راسبب شده.
الهم العن اباالشرورواتباع هو




طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، انسان، سقیفه بنی ساعده،
برچسب ها: عمربن خطاب، سقیفه بنی ساعده، بول، چیش، خانه ارقم بن ابی ارقم، دستشویی، wc،

تاریخ : یکشنبه 18 آذر 1397 | 01:34 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ
نَادِمِینَ(سوره الحجرات آیه6)
یاالحبیب.آقای کمال حیدری چند قرن پیش ودوره حیات مرادشما ابن عربی پیش کش!؟
درحال حاضرهم همفکران وکسانی که جناب عالی قبولشان داری جهت کشیدن خط باطل
برروی ادعای ارتباط باامام عصر(عج) افرادزندگی ایشان رازیروروکرده واگرعیبی یافته یاحتی
تلقین وتظاهربه یافت آن کننداین داعیه راباطل جارمی زنند...بالاترازآن کلام وحی درفرازاین
سخن است که قول فاسق رادارای اعتبارولیاقت توجه نمی شناسد.حالاچطورابن عربی که به
اقرارخودش در آثارموجودازاوبه رکوع نماززنان صفوف بعدرادیدزده وچشم چرانی می کردو
ضمنا زیبایی ظاهر معشوقه خودبه نام نظام خانم رادرمقدمه کتابش باآب وتاب متذکرشده
چنین لیاقتی یافته است!؟اوکه حرمت ناموس ودوست دخترخودرانزددیگران وافکارعمومی
نگاه نمی داشت چگونه ممکن شده که بقول تو لیاقت درک ناموس دهرحجت(عج)رایافته
باشد.ناقص العقل یه وری حضرت نهایت بدروی(الهم العجل اجله)




طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، روحانیت شیعه، ایران زمین، انسان،
برچسب ها: ابن عربی، سیدکمال حیدری، امام زمان(عج)، صاحب فصوص، محی الدین ابن عربی، مهدی دانشمند، فاسق،

تاریخ : یکشنبه 18 آذر 1397 | 02:15 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالکامل.قبل انقلاب شبها حتی درحرم فاطمه معصومه(س)بسته می شد!؟اماخانه سیدناآیت الله-
العظمی حسین بروجردی(ره)وبرخی دیگرازعلماء بازبود.اصلاحضرت آقافرموده بودند:کسی آماده
بنشیندتااگردق الباب شدپاسخگوگردد.فرقی هم نمی کردشاه یارعیت هرفردمی توانست باایشان
مواج شده دردلش رابازگوید.دیگراینکه همه مردم دست خالی خارج نمی شدندحتی اگرابرازنیاز
نمی کردند.ایامی چون رمضان و..هم سفره اطعام گسترده بودومهمانان پذیرایی می شدند.سنتی
که توسط سلف صالح آن بزرگ مردحضرت آیت الله العظمی سیدمحمدجوادعلوی بروجردی(دامت-
برکاته)درهمان بیت شریف احیاء شده است.
آری همیشه وازهرجامی توان روبه کربلاکرد.السلام علیک یاحبیب الحراراباعبدالله الحسین(ع)




طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، قم المقدسه، مراجع تقلیدشیعه، انسان،
برچسب ها: آیت الله العظمی سیدحسین بروجردی، آیت الله العظمی سیدمحمدجوادعلوی بروجردی، بیت بروجردی، آقای بروجردی، شاه وآیت الله بروجردی، مرجع اعلم، مستضعف،

تاریخ : شنبه 17 آذر 1397 | 07:53 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالدلیل.متن پیغام رسیده:تونه شان لباس درتن خودت رانگاه می داری ونه رفتارمرسوم روحانیون
مقابل مظاهرفساد راداری.آخه مردک توروچه به شادمهر!؟بروهمان مرثیه ات رابخوان.واقعا روزگار
عجیبی شده قدیم آخوندهارابه جدایی ازاین تیپ اشخاص می شناختندحالاتوخودت رابه آنهاچسبانده
ازاینکه زمانی باایشان بودی هم ابرازرضایت می کنی!؟مشکل داری داداش...عقده هاو نداشتن تقوی
عدم توجه مردم و...توروبه اینجاکشیده که این حرف هارابزنی...
عرض بنده:می گویندآدم عوض می شودوهیچ اشکال ندارد.اماامان ازروزی که عوضی شوی.وقتی از
پشت عینک ایدئولوژیک وبنیادگرایی دینی به قول وفعل من نوعی بنگری بله سبک سری هستم که
علارقم دم زدن ازاسطوره ها واستوانه های حوزه علمیه شیعه چون سیدنابروجردی خوانساری و...
نفس چنان کوتاهی دارم که باترانه فلان خواننده پاپ حال می کنم وخودرامحشوراینان می خواهم.
امااگراین پرده ازمقابل نگاه چشم وعقل توکناربرودزمین وزمان رنگ وبوی دیگری خواهدیافت!؟اصل
برای یک روحانی واقعی بعدخدافقط آن چهارده تن پاک(علیهم السلام)هستندوبس.اگراوراستی این
کاره است بایدکه محورحرکتش ظاهرمردم گرایش های متفاوت آنهاو...نباشد.مبناتوحیدکه شد پرتو-
های مهری که به سمت این مقصود می رسدملاک می شودنه جهت ومحل تابیده شدن آنهاوحتی
میزان تابش.مرحوم مهستی یک خواننده بودخانم گوگوش هم خواننده است!؟ازنگاه ایدئولوژیک
وسیاسی به  اینهاهردوپشت خط ممیزی ودرچهارچوب سانسورقهری قرارمی گیرند.اماآیامی دانی کار
گوگوش به جای رسیده که روی استیج وقبل اجراامام زمان(عج)رابعنوان باورمبنایی شیعه به تمسخر
گرفته علائم همجنس بازی و...بطورضمنی درآثاراش جاخوش کرده اند!؟آن وقت بانومهستی فردی
بودکه وقتی ازدنیارفت به سوگواری وی درمدح امام علی(ع)شعرخوانده شد!؟
تتلوورضایادوهمکاربودند.امیرتتلودرایران چه دم ها که برای گیرندادن سیاسیون به اوتکان دادوازایران
هم که رفت کارش به جایی رسیده باآن قیافه تمام خال کوبی و...خودرابراستادمحمدرضاشجریان ارج
می داند!؟خوب امیررضایادرست است که ازمعیارهای مذهبی من نوعی فاصله داردامامثل تتلولااقل
مرزانسانیت وشریف بودن رازیرپانگذاشته است.نگاه استراتژیک امام حسین(ع)درمقابل لشگریزید
درس بزرگی برای هرپیروایشان است!؟حروعمرسعدهردودرسپاه کوفه ونقطه مقابل حق هستندبااین
تفاوت که یکی هنوزبه زیورانسانیت آراسته است حضرت اباعبدالله(ع)هم باحساس نمودن وی روی
مبانی که باورداردچنان انقلابی دردلش آفریدکه برگشت وعاقبت به خیرشد.آری گناه این طلبه کمترین
این شده که به همزیستی انسانهاقائل است ازهرطیف وآیین به شرط سلم ومودت و این خطای کمی
نیست!؟عین آب ریختن درلانه مورچه ها می باشدکه به انبارکردن وسرمایه دارشدن عادت دارندحال
باهربهانه عوام فریبی که باشد.نشنیدی اخوی:
هفت درویش درگلیمی بخسبندودوپادشاه دراقلیمی نگنجند.





طبقه بندی: چهارده نورمقدس(علیهم السلام)، روحانیت شیعه، ایران زمین، شیخ سعیدحریری اصل، انسان،
برچسب ها: شیخ سعیدحریری اصل، مهستی، گوگوش، امیررضایا، امیرتتلو، آزادگی، شادمهرعقیلی،

تاریخ : شنبه 17 آذر 1397 | 12:11 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالجلیل.تااستامبول ترکیه رفتم!؟ونهایتا آدمی خوش قلب که مدیرآموزشگاه موسیقی تحت لیسانس
ووابسته به اتحادیه اروپابودپس ازاینکه یک بعدازظهرسردزمستانی ساعتی برایش نواختم وازکارمن
درانواع گیتارکلاسیک آگوستیک الکترونیک مطمئن شدبصورت مکتوب تائییدکردکه نوازنده هستم!؟
این مدرک هفته بعدروی میزدفترموسیقی ارشادبودوآن بندگان خداهم چون هیچ سوء سابقه ای
ندیدندبعنوان نوازنده رسمی اجازه فعالیتم صادرگشت...
اماهمه همکاران که مثل شادمهرخوش مرام نبودند....
تازه آن روی سکه پاپ موزیک ضدوبندها افرادکوتاه وبی شخصیت آشکارم شد.
ازطریق عموی مرحوم آقای فرزادفرزین که ازبستگان من بودند به ایشان معرفی شدم منتهااطرافیان
نابکاراوحتی قرارومداربعدی ماجهت ملاقات رابه هم زدند!؟
راستش بنده خیلی هم بخاطرنسبت باایشان مفتخرم ودوستش دارم فرزادجان شخصاانسان بسیار
باشخصیت ومنطقی استاماچنانکه بایک گل بهارنمی شودبواسطه تنفرازبعض افرادی که مدتهااست
درکناروی بعنوان همکارودوست جاخوش کرده اندقیدرابطه ازطریق مدیربرنامه ومحیط کاریش را
زده ام چون فعلا وباشرایط بنده ماجرای ماتنهاجنبه شخصی داردوهرجوری شده انشاء الله ازطریق
آشنایان اردبیل بازبه سراغ فرزین عزیز خواهم رفت.
یکروزرفیقم آدرسی به من دادورروانه ساختمان چندطبقه ای درگوشه تهران شدم.
حقیقت امرامابادیدن چهره امیرتتلوبرخودم لرزیدم!؟همان خواننده رپ که موردتفقدبرخی هم قرار
گرفت... وتادراجرابه روی صحن کشتی نظامی هم پیش رفت!؟
آن روزخیلی ازپیشه ای که پیش گرفته بودم بیزارشدم!؟انگارتمام نصیحت های پدرخدابیامرزدرگوشم
می پیچید:بچه من توروگذاشتم درس طلبگی خواندی که آخرش مطرب بشی!؟بابااینها همه توتلوزیون
است که کل خواننده هاروخوب وانسان جامی زنند...بی غیرت!؟پارتی می روندبادخترمردم ....خجالت
نداردقاطی اینجور.... شمرده شوی...!؟
بی خیال آسانسورازراه پله زدم پایین که دیدم جوانی کم سن ترازمن درپاگردطبقه اول بندکفشش را
محکم می کند.قیافه معصومی داشت هرچنددرظاهرمثل مجانیین طبقات بالایی تیپ زده بود!؟
باتعجب ازمن پرسیداینجاچکارمی کنی!؟گفتم:دوستم آدرس داد.منتهاقطعا خطا کرده است تادرروباز
کردم وچشمم به جمال امیرتتلوخوردعقب عقب برگشتم...پوس خندی زدوگفت:بایدمن هم راه تورا
درپیش می گرفتم!؟فردای آن روزفهمیدم اورضایااست.بااین اوصاف که تااینجاعرض شدقطعا بدین
نتیجه رسیدم که برای همیشه نوازندگی راکناربگذارم.راستش آن روزها چون آقای دوربینی مشهوربه
هردری می زدم که روی آنتن شبکه پی ام سی یامهاجرو..رویت شوم ولی اکنون که مایه چنین آبرو-
ریزی فراهم نشده است خداراشکر.
برای رضایاهم خوشحالم!؟بخاطراینکه آخرازآن رفقای ناباب دیروز فاصله گرفته کارهای جالبی ارائه
نمود.لول ومشرب زندگی آدمها ممکن متفاوت باشدامااگرواقعاانسان باشندزیستن  زیبا وجدیدی
رامی توان باهم تجربه کرد.درقرآن آیاتی هست که ازهمجواری دودریای شوروشیرین سخن گفته
است هرچنداصلامعلوم نیست!؟شایدمن ظاهراملادرنزدخدا وازجهت معرفت ازاین بندگان خداکه
برشمردم پایین باشم.



طبقه بندی: ایران زمین، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: فرزادفرزین، نسبت فامیلی فرزادفرزین وسعیدحریری اصل، موسیقی پاپ، شیخ سعیدحریری اصل، سعیدحریری اصل، خواننده فرزادفرزین،

تاریخ : جمعه 16 آذر 1397 | 11:25 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالمنیر.دیگه دیدنم محاله دیگه برگشتم خیاله سزای توهم اینه دل ازاون نگاهت بیزاره.
کلیپ محال واقعیتی بودکه جلوچشم من رژه می رفت.شادمهربا آن لبخندمعصوم دیروزش درخاطراتم
امروز کنایه عجیبی ازنگاهش می بارید...
چی شده بود!؟نمی دانم امادراین شکم نیست که وی آدم قانعی بودیعنی مثل بسیاری ازخوانندگان
حتی مداح های معروف امروزی داخل کشوربدست آوردن رضایتش ناززیادی نمی خواست منتهاوبه
قولی که شنیدم منتسب به اوشده:خدامریضان اسلام راشفادهد...
آدم ها شایدظاهروموقعیت زندگی خودراتغییردهندولی ذات خوب به هیچ رنگی درنمی آید...درتمام
این سالها وبه حسب آن اتفاق دوشین بین ماغالب فعالیتش راپی گیربودم.همیشه صبورماندباکمترین
حاشیه الاوقتی صحبت از ایران یابازگشت بدان می شدکه حتی وصیت کرد:خاکسترش راهم به دریا
بریزندتاسمت اینجانیاید....!؟
اززندگی اودرس بزرگی گرفتم وآن اینکه محبت ذاتی به نیکی ها ولوازآدمی باضعف های گوناگون فی
نفسه ارزشمنداست ونبایدبه هزارویک بهانه تردش کرد.اینجوری اطراف آدم غالباپرمی شودازدل های
سنگی وتزویرکارکه به وقت لازم عطای تورابه لقایت بخشند.
من اگرانشاء الله مذهبی هستم دلیل نمی شودقیامت خلق الله رادرهمین دنیابه پاکنم بلکه تاآنجا
که حرمتی برای باورهای شخصی طرف خودقائل باشندوموجبات رنج اوازبودن به جامعه یامحیط
مشترک باایشان رافراهم نکنند همین بزرگترین معروف وسنت انسانی واسلامی است که دراین
روزگارغیبت می توان اعلم کرد...
شادی!؟ازطرف من دخترنازت راببوس




طبقه بندی: ایران زمین، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: شادمهر، شادمهرعقیلی، شیخ سعیدحریری اصل، سعیدحریری اصل، موسیقی پاپ، مهاجرت شادمهرعقیلی ازایران، بهارمن،

تاریخ : جمعه 16 آذر 1397 | 10:58 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
یاالصابر.گیتارراجهت عدم جلب توجه پیچیده بودم به پتووداخل یک گونی پلاستیکی انداخته بودم
آن به مسافرخانه درتوپخانه ماندومن سمت منوچهری گرفتم.چهره آشنای شادروان ناصرعبدالهی
درفروشگاه شرکت آوای نکیسا وبعدهمشهری بودن من بامدیرآنجا کارماراردیف کرد.
فهمیدم شادمهربرسرفیلم برادری شب برهنه به کارگردانی جناب سعیدسهیلی است.عصرهمان روز
به کمک آقای دادودناقوربه شادمهر رسیدم منتها درآن لحظه بادیدن ریش وسبیل بلندش یک جوری
شدم!؟اول خیال کردم به اوگفته انداگرمجوزمی خواهی بایدمحاسن داشته باشی ولی بعدفهمیدم
که بخاطریک صحنه ازهمان فیلم است.
وی درنهایت ادب وخضوع بامن برخوردکرد.بی هیچ کنایه یاتمسخرکه تاآنجا ودراین راه کم وبیش
ازهرکسی سراغ داشتم.او دوست نداشت اصرارزندگی خصوصی اش برملاشود...ودرجمع عرف را
رعایت می کردوبه حال وهوای رایج التزام داشت.درکل صحبت دلگرم کننده ای بودمقابل من آدم
رنج کشیده ای قرارداشت که هنوزروزگارنتوانسته کمرش راغم کند....موقع خداحافظی حس می-
کردم مسئولیت بردوشم آمده وچندسال بزرگترشده امقرارمااین بودمدتی بعدکه دیپلم گرفتم برای
همیشه بیام تهران وبیشترباهم مربوط باشیم.غافل ازاینکه:چرخ بازیگراازاین بازی ها بسیاردارد...




طبقه بندی: ایران زمین، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: شادمهرعقیلی، سعیدحریری اصل، شیخ سعیدحریری اصل، موسیقی پاپ، شب برهنه، مرحوم ناصرعبدالهی، سعیدسهیلی،

تاریخ : جمعه 16 آذر 1397 | 10:43 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب آماربار
  • وب شیمی مقاله
  • وب کامپفا
  • وب ایران آی تی