حجت الاسلام سعیدحریری اصل
وبگاه شخصی
یاالحق.بگذاربه حساب اینکه جانمازآب می کشم!؟یاکوچک طلبه ای هستم که به
جای درون ریزی دردها چون بزرگان هنوزدچارعارضه برون دهی امیال وفکرکردن
خام وخارج ازپرگارمصلحت باصدای بلندهستم...
اماحقیقتا من ازماه صفرمی ترسم وهرگزیادندارم سی روزش گذشته باشدوآه و
سوزی مرانسیب نداده باشد.12صفرسال گذشته اماچنان زخم کاری نواخت که
یادآن جمله ثارالله(ع)هنگام شهادت علی اکبرش افتادم:خدایاکمرم شکست!؟
جوان مرگ شدسیدی که امام عصر(عج)به معجزه ای غریب درآذر89به مسجد
مقدس جمکران اورابربنده بازشناساند:خواب بودم که دیدم بادشداشه بس بلند
به حدی که ازپاهاگذشته وپله های منبرراپوشانده درشبی تابستانی وسط حیاط
جمکران به تاریکی که تنهاچراغش نورماه است وانعکاس وی برسبزی برگ
درختان مداحی می کند.مهرش چنان به دلم نشست که توگویی برادرکوچکم
بودهم اوکه عمری حسرت داشتنش راکشیدم....
ازجاجهیده وباعبورازمیان کوران خاکستروجرقه خودرابه پلکان اول منبررسانده
وبه خیال بغل گرفتن زانوهای اوچوبمبررابه برکشیدم واشکم درآمدکه:توعزیز
منی....
ازخواب پریدم ستاره ای تاجوارگنبدفیروزه به تنگنای شفق واذان صبح دردامن
سرخ حمره مشرقیه جهیدفرودآمدودوباره به صحن آسمان رجعت کرد...
نسیمی خنک ومن که چون پرندگان میل پروازداشتم....
حال وصیتم این است که به حسب امرتبلیغ شریعت مبین ومذهب متین
تشیع همینطورسوانح ایام ومشیت پیش روی هرآنکه هوس کرب وبلادارد
انشاء الله اگرسرم برتن سنگینی کردوبازافتاد.پیکرمراهرطورشده ولوقطعاتی
ازآن به حدچندتارموباقی مانده باشد به قبرستان بقیع قم جنب امام زاده
جمال غریب(ع)برده ذیل پای سیدی محمدباقرعلوی(ره)خاک کنند.
هم اوکه بوی سیب وحلول ماه ربیع الاول می داد....
وبه مادرمان حضرت زهراء(س)قول داده ام هرگز پسرش راتنهانگذارم ولو
به قیمت همه چیزکه کمترین اش هستی پست وناقابلم باشدچه:
نحن ابناء البتول




طبقه بندی: سیدمحمدباقرعلوی، سعیدحریری اصل،
برچسب ها: السیدمحمدباقرالعلوی، الرادودفقیدالسیدمحمدباقرالعلوی، شیخ سعیدحریری اصل، عنایت امام عصر(عج)درایجادیک رفاقت، سعیدحریری اصل ومرحوم سیدمحمدباقرعلوی، جمکران معجزه، مرحوم سیدمحمدباقرعلوی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 19 مهر 1397 توسط سعید حریری اصل

قالب وبلاگ