مرحوم خسروشکیبایی
یاالحبیب.شب سردوبرفی بود.آخرین اتوبوس ترمینال غرب تهران به خاطرکمبودمسافروآن وضع هوا
راهی نشدپس سالن انتظارپایانه شبی تاسحرمحل قرارم گشت.
نمی شدبخوابی!؟اولاجای درازکشیدن نبود.ثانیااحتمالاجیبت رامی زدند...
حوالی سه سحرجوانکی نسبتا چاق باعینک وقیافه ای که به بچه حزب الهی هامی زددرکنارم سبز شد.
تاچهارونیم غرق صحبت بودیم که آقادفتری ازکیفش درآورد!؟لیست اسامی اکثربازیگران باشماره و
آدرس!؟وبدچپیددرمسائل خصوصی ایشان...گفتم:یواش حالااینکه کدامشان به کافی شاپ نزدیک
فردوسی می رودیابچه ای که زائیده بی پدراست به منوتوچه دخلی دارد!؟
گفت:باهمین اخبارنبض جامعه رابه دست داریم!؟
فهمیدم طرف بدجورسیاسی است...ازهمان پروفسورهایی که من عامی ازحرفای ایشان چیزی نمی فهم
واصلاخیلی ازتیپش بیزارشدم (بدبخت بروببین درخارجه چه جوری به این مسائل رسیدگی می کنندو
توکجای کاری....)
راستش خیلی هم ترسیدم که این دیوانه بی عقل نکندقصدسنجاق کردن مابه بازی موش وگربه خود
کرده ولذاازترمینال زدم بیرون...
درآن گرگ ومیش خیابان یخ زده همراه برف وبوران سوارمینی بوس عمومی شدم که قصدخیابان
ولیعصرداشت نمی دانم چطورشدحدودساعت یازده مقابل مجتمع فروش کامپیوترنرسیده به پارک
وی بودم.ساختمان قشنگی بود!طبقه همکف آن کمی پایین ترقرارداشت وچندتانیمکت پارک در
اطرافش چیده بودندطاق روی سرش هم نمی گذاشت برف برصندلی هابنشیندکه ناگهان مرحوم
خسروشکیبایی رادیدم بارانی روشن شال تیره وکلاه نمدی مانند ...اصلاباورم نمی شدرفتم نزدیک
سلام واحوال پرسی تافهمیدآذریم شیرین خندید وچندبارتکرارکرد:یاشاسن...
پس سرشوخی راگشودکه:شماره ام رومی خواهی!؟
گفتم:نه امروزصبح درترمینال به پست کسی خوردم که شماره همه شماراداشت!؟
اصلاخیلی ازاوبدم آمدیک جوری بودمثل روباه می ماند...
خندیدوگفت:بعضی ازافرادوجریانهاتاریخ انقضاء دارند!؟خودشان هم این راخوبترازهرکسی خبردار
هستند.این هابه هردری می زنندتاچندساعت برمدت عمرخود بیفرزایند....
امابه من وتوچه!؟اگه می خواهی همیشه باشی حتی بعدصدسال زندگی ومرگ فقط درخانه خدا
رابچسب یاچیزهای که اودوست داره مثل هنرعشق طبیعت و...وبه اینجورآدمهاهم محل سگ
نگذاربگذارآنقدرواق واق کنندتاخسته بشوندوپی یکی دیگررابگیرند.
طلاکه پاکه چه منتش به خاک!؟خدابیامرزدش




طبقه بندی: ایران زمین، وادی رحمت(قبرستان)، شیخ سعیدحریری اصل، انسان،
برچسب ها: خسروشکیبایی، مرحوم خسروشکیبایی، سریال خانه سبز، رامبدجوان، فیلم شب رسول صدرعاملی، چراسیاسی نیستم!؟، شیخ سعیدحریری اصل،

تاریخ : جمعه 16 آذر 1397 | 06:29 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب آماربار
  • وب شیمی مقاله
  • وب کامپفا
  • وب ایران آی تی