یاالصابر.گیتارراجهت عدم جلب توجه پیچیده بودم به پتووداخل یک گونی پلاستیکی انداخته بودم
آن به مسافرخانه درتوپخانه ماندومن سمت منوچهری گرفتم.چهره آشنای شادروان ناصرعبدالهی
درفروشگاه شرکت آوای نکیسا وبعدهمشهری بودن من بامدیرآنجا کارماراردیف کرد.
فهمیدم شادمهربرسرفیلم برادری شب برهنه به کارگردانی جناب سعیدسهیلی است.عصرهمان روز
به کمک آقای دادودناقوربه شادمهر رسیدم منتها درآن لحظه بادیدن ریش وسبیل بلندش یک جوری
شدم!؟اول خیال کردم به اوگفته انداگرمجوزمی خواهی بایدمحاسن داشته باشی ولی بعدفهمیدم
که بخاطریک صحنه ازهمان فیلم است.
وی درنهایت ادب وخضوع بامن برخوردکرد.بی هیچ کنایه یاتمسخرکه تاآنجا ودراین راه کم وبیش
ازهرکسی سراغ داشتم.او دوست نداشت اصرارزندگی خصوصی اش برملاشود...ودرجمع عرف را
رعایت می کردوبه حال وهوای رایج التزام داشت.درکل صحبت دلگرم کننده ای بودمقابل من آدم
رنج کشیده ای قرارداشت که هنوزروزگارنتوانسته کمرش راغم کند....موقع خداحافظی حس می-
کردم مسئولیت بردوشم آمده وچندسال بزرگترشده امقرارمااین بودمدتی بعدکه دیپلم گرفتم برای
همیشه بیام تهران وبیشترباهم مربوط باشیم.غافل ازاینکه:چرخ بازیگراازاین بازی ها بسیاردارد...




طبقه بندی: ایران زمین، شیخ سعیدحریری اصل،
برچسب ها: شادمهرعقیلی، سعیدحریری اصل، شیخ سعیدحریری اصل، موسیقی پاپ، شب برهنه، مرحوم ناصرعبدالهی، سعیدسهیلی،

تاریخ : جمعه 16 آذر 1397 | 10:43 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب آماربار
  • وب شیمی مقاله
  • وب کامپفا
  • وب ایران آی تی