تاریخ : سه شنبه 13 خرداد 1399 | 12:52 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل
مرحوم آسیدمحمدباقرعلوی
وهوالباقی.محب کسی شدم که عشقش فقط خدا بودپس نامردی نکردوجاخالی داد!؟
رفت تافقط من باشم وحضرت حق.
حالاگرچه نیست اماحتی بیش ازقبل دوستش دارم!؟
وقتی می فهم که چگونه باایثارش بزرگترین سرمایه ممکن رابه من بخشیدودرنبودغنچه
رخسارش هرچه درعالم هست ولوخاررانزدم شیرین ومعلولی بسوی علت رب ودودقرارداد
تمام لحضات یادش می کنم وچون نفس به بودنم بقا می بخشد.چه کسی گفته مردی!؟
ای آنکه زندگی راهرآینه ازتودارم.مگرمی شودنیستی به غیرش هستی بخشد!؟
پسرکم!؟پس هرگلبرگ شبنم خورده که ازسرمای دم سحربرخودمی لرزدنگاه تواست که به
من چشمک می زندومی خواندم به الی رحیل العلی(بسوی آزادی متعالی:وفات)
آخ کاش می شودشبیهت پنجشنبه ای چشم ببندم ازدنیاوچنان آسان جان دهم که هر
دیده ولو ازمن تنها خط صورت دیبایی درپس ضمینه ذهنش به یادگارمانده ازخبرمرگم
خون گریه کند.
ای معصومیت ازدست رفته چه بگویم دررسایت بهترازآنکه جدمظلوم شمابه فراق فرزندش
فرمود!؟وحسین هروری مجراج که تشنگی برسرخی چهره سفیدش طوفته بودبه قلب سپاه
عمرسعدتاخت تابربالین علی اکبری فرمودآیدکه دیدگان بسته اسبش ازخون اوراکه درفرت
ومهنت نبردبه یال مرکبش آویخته بودنه به سمت خیمه گاه بلکه برعکس درمیان کنام
یزدیان روباه صفتی کشیدتاجنازه اش رااربا اربا(تکه تکه)کنند
الان انكسر ظهری...بچه حالاکمرم راشکستی....
السلام علیک یامظلوم الرداء.سلام برتوای کسی که ابای تنت دریده شد




طبقه بندی: امام حسین(ع)،  حجت الاسلام سعیدحریری اصل،  مرحوم سیدمحمدباقرعلوی، 
برچسب ها: السیدمحمدباقرالعلوی، مرحوم سیدمحمدباقرعلوی، خادم حسین(ع)، دولت آبادسیدمحمدباقرعلوی، شاگردملاباسم کربلایی، جوان ناکام، حضرت علی اکبر(ع)،  



  • paper | فال تاروت شش کارتی | خرید بک لینک دائمی
  • فروش لینک دائمی | بک لینک انبوه
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic