پسرکم باقر!؟

سعیدحریری اصل وزنده یادسیدمحمدباقرعلوی

باقر!؟پسرکم!؟صدایم رامی شنوی!؟حق داری بابا.اگربپرسی:توکه لاف عاشقی می زدی...

توکه آمدی خانه ماورودرروی پدرم گفتی:سیدمحمدباقررامثل فرزندنداشته خودم می دانم

حتی بیشتر...چه شدکه ازمن دل بریدی؟

چرابی انصاف کارت به جای رسیده که پس ازدوماه ازبلایی که برسرم آمدتازه فهمیده ای

که بیچاره شدی...

عزیزم ای کاش سرمن می شکست ومتلاشی می شود...ای کاهش آهن سخت وسردسینه ام

رامی فشردندوقلبم رازجامی کندتاغم فراغت رابیش ازاین نکشم...اماحالاکه درآن سوی خط

مرگ به جهان حق ایستاده ووامانده ای به دنیای ناحق راخطاب قرارداده ای لابدمی دانی که

خواستم وحتی تاپشت درخانه ات بازآمدم امانخواستند!؟ولی نگذاشتند!؟چه درشت هاکه بارم

نکردندوچه تفسیرهاکه به خوردم ندادند...القصه:تورفته ای دامن کشان ومن زهرتنهایی چشان.

بچه کمرم راشکستی!؟حالاشایدتازه بفهم وقتی ثار(ع)به ظهرطف پیکرجوانان رعنایش رادرآغوش

کشیدچه حالی داشت!؟

سیدمحمدباقرعلوی.ای که به خاک قم المقدسه آرامش ابدی یافتی.

تورامی سپارم به پدربزرگ!؟.بابای خوبی ها...

یامولانایاامیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع)هذاالغلام روحی ثمره فوادی وقرته عینی. ان هو

منی وان منه.احفظک سیدی ازورک یاامامی.ورجعنا جمیعاالی یوم قیام قائم منتظر(عج).

اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْما مَقْضِیّا ،فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی

مُؤْتَزِرا كَفَنِی شَاهِرا سَیْفِی مُجَرِّدا قَنَاتِی مُلَبِّیا دَعْوَةَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی.

الهم العجل لولیک الفرج

(تصویرفوق این متن مربوط به دیدارسعیدحریری اصل بالرداودفقیدحسینی سیدمحمدباقر-

علوی(ره)دراسفندماه1394شمسی است که درآبان ماه1396ودراثرتصادف رانندگی درایران

آسمانی شدوالبته باتوجه به اینکه عکس های بیشترباکیفیت بهتر دیگر هم درآرشیوازسید

موجوداست ترجیحابدین شکل آپلودگردیدوانشاء الله پس ازرساندن آنهابدست بستگانش

بصورت کامل درهمین وب بازنشرمی یابد)


تاریخ ارسال : پنجشنبه 28 دی 1396 02:20 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.