شازده کوچلورابوسیدم!؟

یاالحبیب.آشنااگرچه دورودوست اگرهم درکنارلااقل به شب هفت وچهلم متوفی می رسد...

ازآبان بی زارم !؟هرگزم به آذرمیلی نیست؟!چه مرابدین دی سوزناک رسانده اند...

دی که تازه فهمیده ام نیی ونیستی تو تهی ازتاب وتوانم کرده!؟

راستی این عشق ازکجامی آمد!؟یادت هست هشدارگونه به من گفتی:اگه واقعا عاشق

خدایی بروحرم بروزیارت آقاامام حسین(ع)چراسراغ منومی گیری؟چرادوروبرم می پلکی...!؟

ومن جوابت روندادم!؟

چون درآن لحظه تمام هوش وقدرتم رامتمرکزکرده بودم روی اینکه صورت ماهت راببوسم

بوسه یگانه ای که دیگرهرگزبه دوتانمی رسد...

ماچی که طوری تنظیم اش کردم تا درحین آن به بینی ات برخوردنکنم!؟

یادت هست می گفتی:دماغم خیلی دردمی کند.ازآن روزی که ازپشت موتورافتادم.

چندبارعمل شده وخیلی خرج برداشته...

پدرت سیدفخرالدین هم ادامه داد:معجزه بود!؟چندین متربه هواپرت شدوفقط حضرت

عباس(علیه السلام)ازآن تصادف وحشتناک نجاتش داد...

حالاگلم!؟شکوفه پرپرم!؟خوب است بدانی که انشاء الله جزدرراه اوقدم برنمی دارم

واگرتوفیق دهدبه غیررضایش مرادی نمی جویم.

من راه خودم رامی رفتم که ناگاه جلویم سبزشدی!؟ای مسافرکوچلو!؟

سیدمحمدباقرراستش همیشه به سبک سنت اگزومپری نویسنده مشهورحسادت

می ورزیدم!؟

آن روح بلندوآثارعمیق وبیش ازهمه قصه شازده کوچلوبه وجدم می آوردوالبته که

مرگ شکوهمندوخاصش!؟

امااکنون میان شام نبودنت تنهاجرقه وکورسوی امیدی که به زندگی مایلم می کند

این است که بگویم:ای مردم جهان من مسافرکوچلورادیدم!؟دستش راگرفتم و

به صورتش بوسه زدم پیش ازآنکه میل رفتن ازاین سیاره خاکی کند....

الهم العجل لولیک الفرج


تاریخ ارسال : پنجشنبه 28 دی 1396 01:47 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : شنبه 30 دی 1396 07:22 ب.ظ
سلام تشکر

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.