میل خوبان!؟


یاالدلیل.پیرومطلب قبل که ازرافئی پورنقل شد: چشم ناپاک امام عصر(عج)رانمی بیندو..
این پست رانوشتم تااگروجدان داردازخجالت بمیرد!؟هرچندمی دانم اینهاخوب یادگرفته-
اندبه پاک کردن صورت مسئله وبی حیاء بودن...
جوان طلبه است حدود20ساله هم اکنون درقم المقدسه حی وحاضرکه پدرش فوت
شده وتنهایک خواهرومادردرجنوب تهران دارد.والده اوباکلفتی درخانه مردم جهت
دخترش جهیزیه جورمی نمودوچندماهی به پسرش حتی یک ریال هم نمی شدکه
پل توجیبی بدهد.خودم شاهدبودم که اززورگرسنگی می خواست مخفیانه مانده
ساندویچ مردم اززمین رابرداردبه سطل اشغال سرک می کشیدو...
چندمدت بعداما وضع اوخیلی عوض شده بود!؟موبایل تبلت و...داشت!؟
یک جوری مسئله رابه وی حالی کردم تادلخورنشود.اما ازپاسخ کناره می رفت ولی
جمال نورانی وحالات خاص اومرابه اسرارکشاند.دست آخرگفت:بیست روزقبل چنان
طاقتم تمام شدکه تیغ  برداشتم وریشم رازدم!؟شلوارلی وپیراهنی آستین کوتاه امانت
گرفتم ورفتم تهران برای دختربازی!؟تاعقده حقارت درونم رفع شود...
ازهمان ترمینال جنوب تا توپخانه پیاده گذرکرده واطراف سوژه هامی گشتم!؟
آخریکی به من نخ داددستش راگرفتم ودرآن غروب هواچون پولی نداشتم تاطرف را
به کافی شاپ ببرم سریع داخل یک ساندویچی شدیم.دخترک معلوم بودآب ازسرش
گذشته...(استغفرالله)چندبارصحبت تراول 50تومانی راپیش کشیدکه یعنی قیمت من
این است....دوهمبرگرماتاآماده شودمن بابدترین نگاها به اوخیره شده ودست چلاق
شده ام راطوری که مردم نفهمنداززیرلباس به جاهای حساس رساندم....
وقتی غذارسیدفوراسس قرمزرابرداشتم تاروی ساندویچ وی بریزم که ناگهان درب
شل آن یکباره ازجادررفت ونصف بیشترش روی سروصورت زن ریخت.
من لحظه ای احساس کردم اینهاخون است که چهره اوراپوشانده!؟بعدگفتم:خدایا
ببین زیراین پوست زیبااوچقدرزشت وکثیف است و...اگرزن آدم مریض بشود عمل
جراحی بکندچه جوری می شودبااورفت زیرپتو!؟ناگهان به خودم آمدم ازآنجا بیرون
جستم درحالی که دوست دخترم مشغول پاکسازی خودبود!؟
سربه کوچه وخیابان گذاشته وشبی تاصبح فقط راه رفتم وفکرکردم.خیالم این بوداین
شکنجه عمدی آرامم می کند.حتی سیگارکشیدم...سرصبح داخل حیاط مسجدی حوالی
سیدخندان خوابم گرفت و مردغرق نوری رادیدم!؟فرمود:پاشونمازت دیرنشود!؟گفتم:آقا
نمازبخوره توسرمن عوضی و...ادامه داد:قلبم رادردنیاور!؟من همان کسی هستم که
درب سس راشل کرد!؟انامعکم...ازخدا قهرنکن طاقت نفست همین بود...
بعدنمازبایک آقایی آشناشدم که ازسرمایه داران تهران بودوعادت به عبادت صبح درآنجا
داشت ایشان ازپاسداران می آمد مسجدامام صادق(ع)چون بقیه خانه های خداتعطیل
بودند.آدم باوجدانی است اودرقم برای من کاری درموبایل فروشی جورکردهمینطوراین
گوشی وتبلت اش را بخشیدوگفت:مدل جدیدترش راخودم خردیم....
الهم العجل لولیک الفرج

تاریخ ارسال : یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 11:05 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل

بَیْعَةً لَهُ فِی عُنُقِی...


گرامی بادنیمه شعبان زادروز آخرین امید(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
یاالمجیر.آن زمینی که توانست آسمان شد.نام مبارکش جمکران شد...
شمرمندم!؟چه شبهاکه خسته به اینجاپناه آورم وآن صبح بشکوه رانسیبم کردی...
وچه روزها که داغی هوای گرم راه مرابه سمتت انداخت وخنکای محراب مرمرین
راپیش کش نمودی...
پیرمردبادوچرخه قدیمی اش یادت هست!؟درگرگ ومیش هوابایک بغل سنگک
روی ترکه بندوخورچین به سوی زائرانت می آمدوکارش بقول خودشده بوددشت-
اول...خدارحمتش کند.می گفت:سی سال قبل دکتراجوابم کردندکه سرطان داری
ومن ازترس فرارکرده وآمدم اینجا ودیگرهیچ وقت به بیمارستان نرفتم اماانگارهنوز
نفس می کشم!؟بادصبحی که ازاینجامی گذشت به من خورده...
خوش به حالت ای خاک شور!؟چه شیرین بختی که پاروی تومی گذاردوبدبخت
من که به اندازه توهم لیاقت ندارم...مردمی کن!؟مگرنه اینکه مافرزندان آدم ازتوییم
یالیاقتم بخش تا انسان شوم ولایق رویت جمالش ویاازتوگردم ملازم قدوم جنابش...
می بینی آقا!؟خداراشکرکه انقدربه بی لیاقتی خودپی برده ام که جای شرف سخن
گفتن باوجودشمادرودیوارمقامت راخطاب قراردهم....
لیاقتم هم همین است!؟من کجایارکجامحورپرگارکجا...!؟
بازبپذیر!؟شوق آمدن دارم ونیت ماندن!؟زنده یامرده بودنش دست خودت رامی بوسد...
اصلامهم نیست!؟مهم این است:معکم معکم لامع غیرکم
الهم العجل لولیک الفرج


تاریخ ارسال : پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 01:49 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل

مسجدمقدس جمکران2


الهم العجل لولیک الفرج
(عکاس سعیدحریری اصل فروردین1397شمسی مسجدمقدس جمکران)

تاریخ ارسال : جمعه 24 فروردین 1397 05:56 ق.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل

مسجدمقدس جمکران1


یاالمنتقم.غروب جمعه ای بودکه به جمکران رسیدم زمین وزمان
به عادت همیشگی آن دم دلتنگ بود...!؟
بااین همه چراغهای مسجدشعله امیدی هم می افروخت!؟
اوخواهدآمد...الهم العجل لولیک الفرج
(قم المقدسه.مسجدمقدس جمکران بهار1395شمسی)
عکاس سعیدحریری اصل

تاریخ ارسال : دوشنبه 11 دی 1396 04:26 ب.ظ | نویسنده : سعید حریری اصل